وقتی

وقتی وقتی که چشمهای تو غمگین اند حس میکنم که در من چیزی شکستنیت وقتی تو در درون خودت حرفی میزنی حس میکنم صدای سکوتت…

Continue Reading...

مخمس محترم عبدالکریم آیدینگ بر غزل حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی

  مخمس محترم عبدالکریم آیدینگ بر غزل حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخیمغرور مشو جانا! شکر خــــدا به جا کنباز آ به سوی عقلت، دل…

Continue Reading...

از خانه دشمن خاست دل، فریاد کردن چون توان؟

از خانه دشمن خاست دل، فریاد کردن چون توان؟ بی صبرم از بی خان و مان، بر باد کردن چون توان؟ ای دوست، چندین غم…

Continue Reading...

از خدنگ غمزه دلدوز خویش

از خدنگ غمزه دلدوز خویش پاره سازم سینه بهر سوز خویش تا شب هجران ناخوش در رسید بعد ازان هرگز ندیدم روز خویش ز آشنایان…

Continue Reading...

از دست غمت به ناله ماییم

از دست غمت به ناله ماییم در خون جگر چو لاله ماییم خورشید تو در کلاله پنهانست در سایه آن کلاله ماییم با خاک یکی…

Continue Reading...

از خط او نسخه سبزه به صحرا ببرد

از خط او نسخه سبزه به صحرا ببرد آب ریاحین سبز هم به تماشا ببرد برد خط و زلف او جان و دل عاشقان زان…

Continue Reading...

از در من دوش کان نگار در آمد

از در من دوش کان نگار در آمد شاخ تمنای من به بار در آمد برگ حیاتم نمانده بود که ناگه باغ خزان دیده را…

Continue Reading...

از دست دل بر آنم کز جان خود بشورم

از دست دل بر آنم کز جان خود بشورم بیرون جهم که باشد خون با گوزن و گورم دیوانه ام من، ای دل، زان شمع…

Continue Reading...

از دل غمگین هوای دلستانم چون رود

از دل غمگین هوای دلستانم چون رود یا سر سودای آن سرو روانم چون رود تا توانایی بدم، بار غمش بردم به جان خود کنون…

Continue Reading...

از دوری خود، جانا، حال دل من بشنو

از دوری خود، جانا، حال دل من بشنو اندوه فراق گل از مرغ چمن بشنو زان موی بناگوشت هر کس گله ای دارد آن طره…

Continue Reading...