لبم از آتش دل میزند جوش
لبم از آتش دل میزند جوش بگوشم باز میگویند خاموش زیادت رفته باشم من عجب نیست که من از یاد خود گشتم فراموش ندیدم با…
لله الحمد نمردیم و بدیدیم چنین
لله الحمد نمردیم و بدیدیم چنین که نه یاریست زما شاد و نه خصمی غمگین دلی افسرده ز عشق و سری آزرده ز عقل سینه…
ما بندگان نه در خور این پایه بوده ایم
ما بندگان نه در خور این پایه بوده ایم گوی سعادت از کرم شه ربوده ایم تا دیده ایم دیده بر این در فکنده ایم…
ما هم چو پرده برفکند آفتاب چیست
ما هم چو پرده برفکند آفتاب چیست اشکم چو در حساب بیاید سحاب چیست بزم وصال و یار بمن مهربان و باز در حیرتم که…
ما را که جام نبود رنجیم کی ز سنگی
ما را که جام نبود رنجیم کی ز سنگی آن کس که نام دارد گو رنجه شو ز ننگی ز ابنای دهر ما را غیر…
ماه بزم افروزم امشب بی نقاب است آنچنان
ماه بزم افروزم امشب بی نقاب است آنچنان یاعیان در ظلمت شب آفتاب است آنچنان لطفها پنهان بقهرش شهد ها در زیر زهر در گمان…
مثال این تن خاکی و خاک، آب و حباب است
مثال این تن خاکی و خاک، آب و حباب است بیار باده که بنیاد روزگار بر آب است خروش ناله ی مرغان زچشم نرگس بستان…
مثال هستی با نیستی روان و تن است
مثال هستی با نیستی روان و تن است روان حقیقت هستی و نیستی بدن است نه صرف هست هویدا نه صرف نیست پدید نمایش خوش…
مردود خلق گشتم و گشتم پسند خویش
مردود خلق گشتم و گشتم پسند خویش رستم ز بند غیر و فتادم به بند خویش تا چند درد زهر بکامم زجام غیر زین پس…
مرهم دلهای ریش از مشک ناب آوردهای
مرهم دلهای ریش از مشک ناب آوردهای یا که بر رخسار خویش از خط نقاب آوردهای زلف مشکافشان بر آن عارض پریشان کردهای یا عیان…





