تنم از رنج در بیچارگی سوخت
تنم از رنج در بیچارگی سوخت دلم از عشق در آوارگی سوخت دلم را پاره پاره سوختی عشق ولی هجر آمد و یکبارگی سوخت ز…
تو خوب و خلق تو خوب و تکلمت هم خوب
تو خوب و خلق تو خوب و تکلمت هم خوب نبرده چون تو بخوبی کسی به عالم خوب به حسن به ز پری آدمی گری…
تو گشتی کج کلاه جمله شاهان
تو گشتی کج کلاه جمله شاهان غلط گفتم که شاه کج کلاهان چه حسنست اینکه خون هر که ریزی نهد سر پیش رویت عذرخواهان چو…
توان دلیر به خورشید آسمان دیدن
توان دلیر به خورشید آسمان دیدن ولیک ماه رخش را نمیتوان دیدن صدش رقیب و هزارش هراس چون دیدم به دل رسید بلا صد هزار…
جان بخشد ار ساقی می گلرنگ در جام افکند
جان بخشد ار ساقی می گلرنگ در جام افکند لیکن کشد چون جلوه در رخسار گلفام افکند گل در نظر خار آیدش از سرو صد…
چشمه زندگی آمد دهن آن مه نخشب
چشمه زندگی آمد دهن آن مه نخشب بهر سیراب شدن سبزه خط رسته به آن لب طفل مکتب شده پیر خرد اندر ره عشق شوخ…
چشمم چو بر آن روی چو رشک قمر افتاد
چشمم چو بر آن روی چو رشک قمر افتاد از چشم دوید انجم و بر روی در افتاد از خوی به رخت اختر دری به…
جفا و جور توام بر دل است و لطف عنایت
جفا و جور توام بر دل است و لطف عنایت به شکر آن نتوانم ادا چه جای شکایت پی صبوح شب تیره ره به میکده…
چند دل را غم و اندیشه دنیا ببرد
چند دل را غم و اندیشه دنیا ببرد می صافی مگر این تیرگی ما ببرد بام دیرم ز پی کسب هوا به که فلک بزم…
چه خوش باشد که باشد در بهارم
چه خوش باشد که باشد در بهارم کنار جوی و سروی در کنارم گهی باشد به سبزه افت و خیزم گهی باشد به ساغر گیر…





