تلويزيون تنها داروي خواب

تلويزيون تنها داروي خواب آوري است كه از راه چشم بايد خورد. (نامشخص)

تلويزيون تجسم دوران ما

تلويزيون، تجسم دوران ما بوده و از اهميت ويژه اي برخوردار است، اما غالبأ فضاي گفتگو را از بين مي برد، از طرفي كمبود گفتمان…

تمام آزادي هاي ما حكم يك

تمام آزادي هاي ما حكم يك بسته را دارد و اگر بنا بر اين است كه يكي از محتويات اين بسته محفوظ بماند، تمام آن…

تمام اشتباههاي ما درباره

تمام اشتباههاي ما درباره مرگ ناشي از اين است كه فكر مي كنيم درد و رنجي كه ما قبل از مردن مي كشيم مربوط به…

تمام افکار خود را روي

تمام افکار خود را روي کاري که انجام مي دهيد، متمرکز کنيد. پرتوهاي خورشيد تا متمرکز نشوند، نمي سوزانند. (نامشخص)

تمام تأكيد من نه بر

تمام تأكيد من نه بر نامها كه بر افعال است؛ تا مي تواني از نامها دوري كن. اين كار در زبان امكان پذير نيست، اما…

تمام امور باور كردني

تمام امور باور كردني، وجدان راحت و ظاهر حقيقت از راه حواس پديد مي آيد. (نيچه)

تمام پيشرفت هاي جهانگير

تمام پيشرفت هاي جهانگير خود را مديون انديشه منظم و يادداشت برداري دقيق هستم. (توماس اديسون)

تمام چيزها و رخدادها

تمام چيزها و رخدادها مسخره است، اما تا زماني كه بر سر ديگران مي آيد. (ويل راجرز)

تمام بدبختي ها و

تمام بدبختي ها و عذابهايي كه خدايتان براي شما مي فرستد، از سوي خود شما فرستاده مي شود. (موريس مترلينگ)