تا زماني كه كسي يا چيزي
تا زماني كه كسي يا چيزي را مسئول و مسبب ناكامي خود بدانيد، هرگز كامروا نخواهيد شد. (جك كانفيلد)
تا زماني كه ما از زندگي
تا زماني كه ما از زندگي مي ترسيم، از مرگ نيز هراسان خواهيم بود. (كريشنا مورتي)
تا زماني كه مردم عادي
تا زماني كه مردم “عادي” ميگويند من كودكانه رفتار ميكنم، ميدانم كه دارم درست عمل ميكنم. (وين داير)
تا زماني كه مركزي وجود
تا زماني كه مركزي وجود دارد كه در پيرامون خود، فاصله هايي را مي آفريند، نه عشق وجود خواهد داشت و نه زيبايي. (كريشنا مورتي)
تا زماني كه مسئوليت كاري
تا زماني كه مسئوليت كاري را به دوش نگرفتهايم، هيچ چيز در كنترل ما نخواهد بود. (آنتوني رابينز)
تا زماني كه مسئوليت
تا زماني كه مسئوليت پيشرفت همهي جنبههاي “خود” را به دوش نگرفتهايم، اميدي به دوام عشق نميرود. (لئوبوسكاليا)
تا زماني كه مطمئن
تا زماني كه مطمئن [ =آسوده دل ] نشوم، اميدم را از دست نمي دهم. (ژان پل سارتر)
تا زماني كه ميوه هايم
تا زماني كه ميوه هايم سبز نشده، مرا درخت زيتون خطاب نكن. (مثل ايتاليايي)
تا زماني كه نتوانستهايد
تا زماني كه نتوانستهايد تصوير خودتان را آن گونه كه دنيا شما را ميبيند، به دست آوريد، شايد نتوانيد به هويت خود شكل بخشيد و…
تا زماني كه نبخشيدهايد
تا زماني كه نبخشيدهايد، هر چيز و هر كس كه باشد، ذهن شما را بدون پرداخت هيچگونه هزينهاي به كار گمارده است. (نامشخص)





