پيش از اينكه با يك نفر

پيش از اينكه با يك نفر احساس راحتي بكني، مجبوري بارها بخندي و گريه كني. (نامشخص)

پيش از اينكه به خودتان

پيش از اينكه به خودتان بياييد، جاي دست‌هايشان [(فرزندانتان)] بر ديوار، بالا و بالاتر مي‌رود و سپس، يكباره ناپديد مي‌شود. (نامشخص)

پيش از اينكه ديگران به

پيش از اينكه ديگران به شما خدمت كنند، شما به آنها خدمت كنيد. (جان ماكسول)

پيش از اينكه زندگي خود

پيش از اينكه زندگي خود را تغيير دهيد، ابتدا بايد ديدگاه خود را تغيير دهيد. (نامشخص)

پيش از اينكه ديگران شما

پيش از اينكه ديگران شما را مهار كنند، شما بايد مهار آنها را در دست بگيريد. (كارول تاتل)

پيش از به حركت درآوردن

پيش از به حركت درآوردن زبان، مغز خود را به كار اندازيد. (زيگ زيگلار)

پيش از باز كردن دهانتان

پيش از باز كردن دهانتان، مغزتان را به كار بيندازيد. (نامشخص)

پيش از بيان درستي يك چيز

پيش از بيان درستي يك چيز و پيروي از آن، بكوشيد ذهن خود را به تجربه‌ي مستقيم هر چيز متمركز كنيد. (وين داير)

پيش از پول قرض كردن از

پيش از پول قرض كردن از يك دوست، درست بينديشيد كه به كدام بيشتر نياز داريد! پول يا دوست؟ (نامشخص)

پيش از دانستن بايد ايمان

پيش از دانستن بايد ايمان داشت. (مثل قديمي)