من نبايد آن كسي باشم كه
من نبايد آن كسي باشم كه به غلط گمراهش مي سازي، [ چرا كه ] انسان به محض اينكه شروع به حرف زدن مي كند…
من نمي خواهم متهم كنم
من نمي خواهم متهم كنم؛ حتي نمي خواهم متهم كنندگان را متهم كنم. من نمي خواهم با زشتي ها سر جنگ داشته باشم. (نيچه)
من نمي دانم انسانها با
من نمي دانم انسانها با چه سلاحي در جنگ جهاني سوم با يكديگر مي جنگند، اما در جنگ جهاني چهارم، سلاح آنها سنگ و چوب…
من نمي دانم كه جهان مرا
من نمي دانم كه جهان مرا چه مي داند؟ اما من خود را مانند كودكي مي بينم كه در كنار ساحل سرگرم بازي است و…
من نمي دانم پدر بزرگم كه
من نمي دانم پدر بزرگم كه بوده، اما به اين نكته بيشتر اهميت مي دهم كه بدانم نواده او چه كسي خواهد شد. (آبراهام لينكلن)
من نمي دانم كه در جنگ
من نمي دانم كه در جنگ جهاني سوم، چه سلاحهايي به كار گرفته خواهد شد، اما اين را مي دانم كه در جنگ جهاني چهارم…
من نمي گويم هزار بار
من نمي گويم هزار بار شكست خوردم، بلكه مي گويم من كشف كردم كه هزار راه براي شكست خوردن وجود دارد. (توماس اديسون)
من نميتوانم چگونه نيايش
من نميتوانم چگونه نيايش كردن با الفاظ را به شما بياموزم. زيرا خداوند به اينگونه نيايشها گوش فرا نميدهد، مگر آنكه با دهان و زبان…
من نميدانستم كه تو را
من نميدانستم كه تو را دوست دارم، تا اينكه آن را از زبان خودم شنيدم. براي لحظهاي انديشيدم: “خدايا من چه گفتم؟” و سپس فهميدم…
من نه به رنگ پوست تعصب
من نه به رنگ پوست تعصب دارم، نه به طبقه و نه به كيش. تنها چيزي كه به آن اهميت مي دهم اين است كه…





