من كه بخشنده ام با
من كه بخشنده ام با خوشدلي مي بخشم، چون دوستي به دوستان. اما غريبان و مسكينان را بهل [ =گذاشتن كسي را به مراد خود…
من گمان مي كنم دليل
من گمان مي كنم، دليل اينكه مردم به خواسته هايشان نمي رسند، اين نيست كه برنامه ي ساده اي دارند، بلكه آنها نمي خواهند اين…
من گمان مي كنم يك راهكار
من گمان مي كنم يك راهكار بيهمتا و عمومي وجود ندارد. شما اگر مراقب نباشيـــد، مي توانيد يك راهكار را به اندازهاي دشوار كنيد كه…
من گمان نميكنم مرگ
من گمان نميكنم مرگ داراي اهميتي باشد. آنچه كه سرنوشت ما را تعيين ميكند، به دنيا آمدن است. همهچيز بستگي دارد به اينكه به هنگام،…
من مايلم امور دولت را به
من مايلم امور دولت را به نحوي اداره كنم كه اگر در پايان فرمانروايي خود همه دوستانم را از دست دادم، دست كم يكي از…
من متخصص انديشه ها و
من متخصص انديشه ها و باورهاي ژنرال هاي خود هستم. (نامشخص)
من مثل كسي هستم كه در
من مثل كسي هستم كه در روي زمين در جستجوي خوشبختي است و نمي داند اين وسيله كجا پنهان شده است و چيزي از آن…
من مثل يك آشپز وقتي كه
من مثل يك آشپز وقتي كه فيلمي را تهيه كردم، مي نشينم و ديگران را تماشا مي كنم ببينم به آنها مزه مي دهد؟ (نامشخص)
من مثل يك حرامزاده
) من مثل يك حرامزاده زحمت كشيدم تا چند حقه ياد بگيرم و مثل يك گاو جنگيدم تا به سمت نقش هايي كه نمي توانم…
من مخالف مراسم پرخرج
من مخالف مراسم پرخرج خاكسپاري هستم. براي انسان بايد هنگام تولد عزاداري كرد، نه وقتي كه از اين دنيا مي رود. (منتسكيو)





