من خوشحالم از اينكه مي
من خوشحالم از اينكه مي بينم انسانها به طور مطلق از انديشه مرگ سر باز مي زنند. من دوست دارم به آنها كمك كنم تا…
من داناترين انسان ها
من داناترين انسان ها هستم، زيرا يك چيز مي دانم كه ديگران نمي دانند، و آن اين كه هيچ چيز نمي دانم. (سقراط)
من خيال مي كنم كه هيچ
من خيال مي كنم كه هيچ چيز مانع از آن نيست كه يك ديپلمات خوب تبديل به بازيگر عالي شود، جز نگراني از مرتبه و…
من دانش و هنري ندارم
من دانش و هنري ندارم، تنها هنر من اين است كه مانند مادرم فن قابلگي مي دانم، با اين تفاوت كه مادرم زنها را در…
من در آرزوي انجام خدمتي
من در آرزوي انجام خدمتي بزرگ و پرشكوه زندگي مي كنم، اما سخت ترين وظيفه من انجام خدمات كوچكي است كه به گونه اي بزرگ…
من در تولد خود نقشي
من در تولد خود نقشي نداشتم و در مرگ خود نيز نقشي ندارم؛ نقش من همه در زندگي من است. (گوته)
من در جنگ شركت كردم
من در جنگ شركت كردم، تنها به اين دليل كه پيوند عشق خود را به زندگي مستحكم تر نمايم. (نامشخص)
من در زمان خودم با اندك
من در زمان خودم با اندك افراد مواجه شدم كه ميل شديدي به كار سخت داشتند؛ خوشبختانه همه ي آنها همكاران من بودند. (نامشخص)
من در جهان يك دوست داشتم
من در جهان يك دوست داشتم و آن هم خودم بوده ام. (ناپلئون بناپارت)
من در زندگيم حتي يك روز
من در زندگيم حتي يك روز هم كار نكرده ام. آنچه انجام داده ام، تفريح بوده است. (توماس اديسون)





