من از هيچ مكتبي پيروي

من از هيچ مكتبي پيروي نمي كنم، از هيچ استادي چاپلوسي نمي كنم… ديوانه اي هستم كه قايقم را خود هدايت مي كنم. (گوته)

من از ياد دادن آنچه كه

من از ياد دادن آنچه كه ياد گرفته ام، هرگز خسته نشده ام. اين تنها خدمت ناچيزي است كه مي توانم آن را به خود…

من آزادي رفت و آمد و

من آزادي رفت و آمد و آزادي داشتن خانه و كاشانه را براي مردماني كه با چارپايان خويش بر اين زمين به سر مي‌برند، روا…

من اشخاص زنده را كساني

من اشخاص زنده را كساني مي دانم كه مبارزه مي كنند؛ بدون مبارزه، زندگي، مرگ است. (ويكتور هوگو)

من افتخار نمي خواهم

من افتخار نمي خواهم؛ آرزوي رهبري ندارم؛ فقط مي خواهم آنچه را يافته ام با ديگران در ميان بگذارم و افق هاي آينده را كه…

من اغلب نادانسته به همه

من اغلب نادانسته به همه چيز شك مي كنم، اغلب در جست و جوي خط مستقيمي هستم كه با هستي من برابري كند و آن…

من اگر در بهشت باشم ولي

من اگر در بهشت باشم، ولي به من بگويند حق نداري جهنم را به اين بهشت ترجيح دهي، از آن بهشت بيرون مي روم. (نامشخص)

من افرادي را كه در ميان

من افرادي را كه در ميان اشياء تاريك پيرامون خود در جستجوي آرامش هستند مي شناسم؛ يعني كساني كه در زمان خواب، اتاق خود را…

من اكنون به اندازه كافي

من اكنون به اندازه كافي مقتدر هستم كه شكست را تحمل كنم. (نيچه)

من اگر تسليم مي شدم

من اگر تسليم مي شدم، افرادي كه به من متكي بودند از گرسنگي مي مردند. تصوير اين افراد جدي و تهيدست هميشه در ذهنم رژه…