ممكن است همهي ما به يك
ممكن است همهي ما به يك اندازه از دارايي، توان، هوش و آوازه بهرهمند نباشيم، ولي توانايي عشق ورزيدن در همهي ما به يك اندازه…
ممكن است يك نويسنده به
ممكن است يك نويسنده به اندازه ي يك سياستمدار و يا يك جهان گشا در تغيير سرنوشت دنيا مؤثر باشد. (بنجامين ديزرائيلي)
ممكن است مقداري زهر در
ممكن است مقداري زهر در كوزه اي ريخت و آن كوزه را شست و اثرات زهر را از بين برد، ولي چيزي را كه در…
من تماميت يك چيز را
من، “تماميت” يك چيز را زماني مي توانم ببينم كه “انديشه” در آن دخالتي نداشته باشد. (كريشنا مورتي)
من مي انديشم پس
[ من ] مي انديشم پس هستم، هستم چون فكر مي كنم، فكر مي كنم چون شك مي كنم. (دكارت)
من احساس آسودگي بيشتري
من احساس آسودگي بيشتري ميكنم، اگر دست كم يك پله پايينتر از حد توان خود زندگي كنم. (كيم وو چونگ)
من احساس مي كنم پس هستم
من احساس مي كنم پس هستم. (آندره ژيد)
من احساس مي كنم مختارم
من احساس مي كنم مختارم، پس مختارم. (نامشخص)
من ادراك شكست را با خود
من ادراك شكست را با خود مانند پرچم پيروزي به هر سو مي كشانم. (فرناندو پسوا)
من احساس مي كنم همواره
من احساس مي كنم همواره در پي چيزي هستم كه هرگز نخواهم يافت. (نامشخص)





