چون خواهم با سگانش گرم سازم آشنائی را

چون خواهم با سگانش گرم سازم آشنائی را رقیب از رشگ آرد در میان حرف جدائی را ز گلشن می رود آن شوخ بی پروا…

Continue Reading...

چون رحمتت فزاید بر عذرخواهی ای دوست

چون رحمتت فزاید بر عذرخواهی ای دوست عذر گناه خواهم با بیگناهی ایدوست خواندی در آستانت روزی گدای خویشم زان روز ننگم آید از پادشاهی…

Continue Reading...

چون ناله زجور تو ستمگر نکند کس؟

چون ناله زجور تو ستمگر نکند کس؟ هر چند کند ناله و باور نکند کس آن جامه که از خون جگرتر نکند کس در کوی…

Continue Reading...

چون شکوه از جفای تو بنیاد می کنم

چون شکوه از جفای تو بنیاد می کنم از گریه چاره دل ناشاد می کنم راهی چو در دل تو ندارم ازین چه سود کز…

Continue Reading...

حیف از تو که ارباب سخن را نشناسی

حیف از تو که ارباب سخن را نشناسی از مرغ چمن زاغ و زغن را نشناسی عمریست نفس سوخته ام حیف بسی هست کز مرغ…

Continue Reading...

حکایتها که بعد از من تو خواهی گفت با خاکم

حکایتها که بعد از من تو خواهی گفت با خاکم کنون تا زنده ام بینی بگو با جان غمناکم براهت ای شکار افکن منم آن…

Continue Reading...

خاک درت بمژگان خوش آنکه رفته باشم

خاک درت بمژگان خوش آنکه رفته باشم در زیر سر نهاده خشتی و خفته باشم خاص تو کرده ام دل کاوش کنش بمژگان دراین خرابه…

Continue Reading...

خفتن نتوان درین گلستان

خفتن نتوان درین گلستان از ناله شب نخفته مرغان ای شب نه غم منی خدا را تا چند نمی رسی بپایان من مانده و همرهان…

Continue Reading...

دارد بسحر دعا اثرها

دارد بسحر دعا اثرها دست من و دامن سحرها هر شب بامید وعده تو چشمم شده فرش رهگذرها از باخبران نشد سراغی جستیم خبر زبی…

Continue Reading...

خوش آن خلوت که چون آئی بروی غیر در بندم

خوش آن خلوت که چون آئی بروی غیر در بندم تو بگشائی میان و من پی خدمت کمربندم نگاری کز رخش یک لحظه نتوانم نظر…

Continue Reading...