نهال ما که چو نی پر ز بند می‌روید

نهال ما که چو نی پر ز بند می‌روید از او چو غنچه دل مستمند می‌روید چنان ز عشق به دل داغ سوختن بردم که…

Continue Reading...

نوبهار است و جنونم سوی هامون می کشد

نوبهار است و جنونم سوی هامون می کشد شور رسوایی مرا بر روی مجنون می کشد زین بیابان، باد دایم کشته بیرون می کشد زاغ…

Continue Reading...

نوبهار است و چمن در پی سامان گل است

نوبهار است و چمن در پی سامان گل است ابر بر روی هوا، دود چراغان گل است بس که گل سر زده از هر سر…

Continue Reading...

نیست همچون گل مرا از باده بیهوشی غرض

نیست همچون گل مرا از باده بیهوشی غرض ناله ی مستانه باشد از قدح نوشی غرض مقصدش از لاف رعنایی نمی دانی که چیست سرو…

Continue Reading...

نوبهار آمد که روی باغ را گلگون کند

نوبهار آمد که روی باغ را گلگون کند سوز را در رقص آرد، بید را مجنون کند کرد ظاهر غنچه ی گل را بهار از…

Continue Reading...

نوبهار است، چو گل فکر قدح نوشی کن

نوبهار است، چو گل فکر قدح نوشی کن خون غم ریخته در جام فراموشی کن در صف خرقه بدوشان نتوان بود چو گل خرقه دور…

Continue Reading...

نیست در حشر محبت گفتگوی کشتگان

نیست در حشر محبت گفتگوی کشتگان لاله ی این باغ دارد رنگ و بوی کشتگان نیست در مردن هم از قید تو آزادی، که هست…

Continue Reading...

نیست ممکن جرعه ی آبی نباشد با نصیب

نیست ممکن جرعه ی آبی نباشد با نصیب تشنگان یاخضر می گویند و عارف یانصیب بر سر یک خوان، جهانی روزی خود می خورد می…

Continue Reading...

نیستی عیش و طرب، بیگانگی کم یاد گیر

نیستی عیش و طرب، بیگانگی کم یاد گیر رسم آمیزش به اهل عالم از غم یاد گیر از طرب هرکس که خندد، گریه بر خود…

Continue Reading...

هر سنگ ریزه، طور تجلی نمی شود

هر سنگ ریزه، طور تجلی نمی شود هر عنکبوت، ناقه ی لیلی نمی شود ایمن بود ز هر خللی جوهر سخن مضمون تازه، کهنه چون…

Continue Reading...