آنان که ز درد عشق مستند
آنان که ز درد عشق مستند از درد خمار عقل رستند در کوی قدم قدم نهادند از حادثه حدوث جستند بردند زکفر ره به ایمان…
آنکه پنهان دل ز مردم می برد پیداست کیست
آنکه پنهان دل ز مردم می برد پیداست کیست پرده ناموس رندان میدرد پیداست کیست انکه از ناز و تکبر سوی مشتاقان خویش هرگز از…
آنها که جهان آینه روی تو دانند
آنها که جهان آینه روی تو دانند از دفتر عالم رقم حسن تو خوانند آنان که نظر برخط و خال تو ندارند از بی بصرانند…
آوازه حسن تو گرفتست ممالک
آوازه حسن تو گرفتست ممالک در ملک ملاحت نبود غیر تو مالک چون پرده پندار برانداخت جمالت در پرتو حسن تو شد اشیا همه هالک…
ای از جمال روی تو یک ذره مهر و ماه
ای از جمال روی تو یک ذره مهر و ماه بر منتهای حسن تو کس را نبود راه گفتم چه دورم از تو چو ما…
ای از جمال رویت کون و مکان منور
ای از جمال رویت کون و مکان منور وی از نسیم زلفت جان جهان معطر مهر رخت تجلی چون کرد بهر اظهار مجلای حسن او…
ای آفتاب ذات تو تابنده از صفات
ای آفتاب ذات تو تابنده از صفات وی پرتو صفات تو روشن زکاینات اسماست نور و جمله اکوان ظلال او خورشید نوربخش بود ذات باصفات…
ای اسیران غم عشق تو آزاد از جهان
ای اسیران غم عشق تو آزاد از جهان والهان حسن رویت بیخبر از جسم و جان سالکان راه تو فارغ ز ملک کاینات عاشقان روی…
ای باد صبا ز روی دلدار
ای باد صبا ز روی دلدار از لطف نقاب زلف بردار بنمای بعاشقان بیدل حسن رخ جانفزای آن یار گر یار ز رخ نقاب بگشود…
ای بت عشوهساز من بیتو به سر نمیشود
ای بت عشوهساز من بیتو به سر نمیشود دلبر جاننواز من بیتو به سر نمیشود حاصل روزگار من مونس و غمگسار من همدم جان زار…





