هرکس که به ازدواج پابند شود

هرکس که به ازدواج پابند شود معروض به داغ و درد فرزند شود دهقان زمانه بر کسی می خندد کز کشتن تخم مرگ خرسند شود

Continue Reading...

در گلشن زندگی به جز خار نبود

در گلشن زندگی به جز خار نبود جز درد و غم و محنت و آزار نبود امید نکرد گل که یاس آمد بار سرتاسر زندگی…

Continue Reading...

این صبح همان و آن شب تار همان

این صبح همان و آن شب تار همان ما شش در و این چهار دیوار همان استاد زمانه یک سبق داده به ما تکرار همان…

Continue Reading...

از بس خوش و مست و دلربا می‌آیی

از بس خوش و مست و دلربا می‌آیی چون باد بهار جان‌فزا می‌آیی دل خانهٔ عشق توست آبادش دار چون خانه خراب شد کجا می‌آیی

Continue Reading...

هر ذرهٔ خاک من زبانی دارد

هر ذرهٔ خاک من زبانی دارد از گردش دهر دوستانی دارد این کهنه‌ردای من نهان در هر چین تاج و کله جهان‌سِتانی دارد

Continue Reading...

دل در همه حال تکیه‌گاه است مرا

دل در همه حال تکیه‌گاه است مرا در ملک وجود پادشاه است مرا از فتنهٔ عقل چون به جان می‌آیم ممنون دلم خدا گواه است…

Continue Reading...

این سنگ ملون که گهر می‌نامند

این سنگ ملون که گهر می‌نامند وآن آهن زردگون که زر می‌خوانند بی‌گوهر ارزندهٔ معنی همه را مردان گهرسنج هدر می‌دانند

Continue Reading...

از ابر سیاه لعل و گهر می‌ریزد

از ابر سیاه لعل و گهر می‌ریزد وز دیدهٔ من خون جگر می‌ریزد بی‌روی تو از هر مژه‌ام در گلشن دامن‌دامن لاله تر می‌ریزد

Continue Reading...

ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم

ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم هر جا که روی چو سایه دنبال توییم گر خسته شدی ز راه، دل مرکب توست حمال…

Continue Reading...

در باغ جهان تو هم گل زیبایی

در باغ جهان تو هم گل زیبایی بویا و دل‌انگیز و چمن‌آرایی عمری‌ست که گل‌های دگر می‌خندند این غنچهٔ تر چرا تو لب نگشایی

Continue Reading...