گلچین اشعار خلیل الله خلیلی
این مثل از قدیم مشهور است
این مثل از قدیم مشهور است که زمین سخت و آسمان دور است لیک آنها که راه یافته اند هم زمین هم فلک شکافته اند…
چشم نابینا
چشم نابینا هرمرد که سنجشی ندارد چشمی است که بینشی ندارد چون مرده بکوی زندگان است هرقوم که جنبشـــــــــی ندارد بازی اســـت که مرغ خانگی…
سرود کوهسار
سرود کوهسار شب اندر دامن کوه درختان سبز و انبوه ستاره روشن و مهتاب در پرتو فشانی شب عشق و جوانی میان سبزه و گل…
گیرم که همه عیب و هجایم گویند
گیرم که همه عیب و هجایـم گوینــد از من چــه زدود گـــیرم که همـــه راه ثنایــــم پوینـــد بر من چــه فزود آن شاخ شکوفه در…
اینک آمد کاروان غیر ، چشمت باز دار
اینک آمد کاروان غیر ، چشمت باز دار زشت و زیبایش ببین اینش بگیر آنش مگیر علم وی تحصیل کن از مکر وی دوری گزین…
خطاب به اولاد وطن
خطاب به اولاد وطن نور چشم وطن ای بچه ء افغان افسوس دل من داغ شد از دست تو ای جان افسوس چند گویم به…
سرود معلم
سرود معلم تا بر فروزد اختران هر شام در دنیای ما تا باد گردد مشکبو در کشور زیبای ما تا لاله ها رنگین شود در…
مرد ره
مرد ره بگداخت زین گرما مراستخوان به کانون بدن یا مرحبا نعم البلد یا حبذا نعم الوطن آن سیمگون ایام کو، آن ارغوانی شام کو…
برگریزا ن
برگریزا ن ا کنون که سپا ه برگریزا ن بر سبزه و گل کشیده شبخون گل ها ی چمن به نا مرا دی یکسر شده…
خطاب به دختران افغان
خطاب به دختران افغان ای شاخه ی گل ،شکسته تا چند؟ ای سروران، نرسته تاچند؟ ای مرغ بهشت، خسته تاچند در کنج قفس نشسته تاچند؟…





