گلچین اشعار حمیرا نکهت دستگیر زاده
چه بیهوده سپاهی می گماری
چه بیهوده سپاهی می گماری چه بیهوده ز من امید داری الفبایی شوم اندیشه ات را، که روی هستی ام خود را نگاری! حمیرا نکهت…
دیدار
دیدار داد خدا به موهبت فرصت دیدار مرا فرصت دیدار ترا داد دگر بار مرا کودک پابند توام گرچه که مادر شده ام باز هوای…
عاطفه
عاطفه عشق جوانه می زند در تپش صدای من شعله طور می دمد از همه لحظه های من سبزی بی نهایتی، عاطفه را بدایتی شور…
مهمان یاد هـــای تـــوام در دوام شب
مهمان یاد هـــای تـــوام در دوام شب بسیار همزبان تـوام من به کـــام شب در بامداد خـــــاطره هایم تو روشنی هر چند در حصار شبم…
آواز
آواز شب هوای شهر آوازم دهد سوی صبح شهر پروازم دهد شهر من آیینۀ چشمان تو جلوه های مستی و نازم دهد بی تو تنها…
پاییز
پاییز شاخه ھا خشک و برگ ھا زردند مرغکان آشیان تھی کردند باد پاییز ره به باغ گشود شاخه ھا باد را ھماوردند آفتابی ز…
خاک دیرینه مرا پهنه ی دنیا از تو
خاک دیرینه مرا پهنه ی دنیا از تو خشکی دشت مرا سبزی صحرا از تو آمدی خانه بپیرایی از اندیشه ی ما خانه و شهر…
زمین برفی پاکــــم پر از جـــوانه شوم
زمین برفی پاکــــم پر از جـــوانه شوم نگین نور به انگشتر زمـــــانـــــه شوم شکوه لحظۀ دیــــــدار در نگــــاه کشم نشاط آبی دریای بیکــــــرانه شــــــوم ز…
عبور از شب
عبور از شب زمزمه کن شور مرا شور مرا ترانه کن باز به یاد آشنا ذهن مرا نشانه کن وسوسه نظاره خوان در شب من…
می آید و قصه میکند با من یاد تو به زیر سایه ی دیوار
می آید و قصه میکند با من یاد تو به زیر سایه ی دیوار ای شهر شهید عشق و آزادی ای ماه به بند مانده…





