اشعار سیمین بهبهانی
درد نیاز
درد نیاز ای دختر فقیر سیه چردهٔ ملیح! نام تو- ای شکفته گل ِکوچه گرد!- چیست؟ در گردن برهنهٔ چون آبنوس تو این مهره های…
خطا کن
خطا کن کی گفته ام این درد جگر سوز دوا کن؟ برخیز و مرا با دل سرگشته رها کن ما را ز تو ای دوست!…
تکاپو
تکاپو دیدمت باز در گذرگاهی از پی سال ها جدایی ها کودکی باز زنده شد در من آن صفاها و بی ریایی ها زنده شد…
بستر بیماری
بستر بیماری همراز من ! ز نالهٔ خود هر چند چشم تو را نخفته نمی خواهم یک امشبم ببخش که یک امشب نالیدن نهفته نمی…
ای عشق دیر آمدی
ای عشق دیر آمدی هنگام ناشناس دلی، دارم بگو ، بگو چه کنم ؟ پرهیز عاشقی نکند، پروای آبرو چه کنم ؟ این ساز پر…
آشتی
آشتی چندی به قهر گر چه زما رخ نهفته بود دیشب ز آشتی به برم تنگ خفته بود شب تا سحر نخفته و در پیش…
هنوز
هنوز رفتم اما دل من مانده برِ دوست هنوز می برم جسمی و جان در گرو اوست هنوز هر چه او خواست، همان خواست دلم…
نغمهٔ درد
نغمهٔ درد این منم ، ای غمگساران این منم این شرار سرد خاکستر شده ؟ این منم ای مهربانان این منم این گل پژمردهٔ پرپر…
معبد متروک
معبد متروک در ما نمانده زان همه شادی نشانه یی ماییم و دلشکستگی ی ِ جاودانه یی خاموش مانده معبد متروک سینه ام دراو نه…
گل رویا
گل رویا آن که رسوا خواست ما را، پیش کس رسوا مباد! وان که تنها خواست ما را، یک نفس تنها مباد! آن که شمع…





