بی‌سرانجام

بی‌سرانجام مرغ خونین ترانه را مانم صید بی‌آب و دانه را مانم آتشینم ولیک بی‌اثرم ناله عاشقانه را مانم نه سرانجامی و نه آرامی مرغ…

Continue Reading...

هوسناک

هوسناک در چمن چون شاخ گل نازک‌تنی افتاده است سایه نیلوفری بر سوسنی افتاده است چون مه روشن که تابد از حریر ابرها ساق سیمینی…

Continue Reading...

لبخند صبحدم

لبخند صبحدم گر شود آن روی روشن جلوه‌گر هنگام صبح پیش رخسارت کسی بر لب نیارد نام صبح از بناگوش تو و زلف توام آمد…

Continue Reading...

شعله سرکش

شعله سرکش لاله دیدم روی زیبای توام آمد به یاد شعله دیدم سرکشی‌های توام آمد به یاد سوسن و گل آسمانی مجلسی آراستند روی و…

Continue Reading...

ساز سخن

ساز سخن آب بقا کجا و لب نوش او کجا؟ آتش کجا و گرمی آغوش او کجا؟ سیمین و تابناک بود روی مه ولی سیمینه…

Continue Reading...

حدیث جوانی

حدیث جوانی اشکم ولی به پای عزیزان چکیده‌ام خارم ولی به سایهٔ گل آرمیده‌ام با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق همچون…

Continue Reading...

بوسه جام

بوسه جام تو سوز آه من ای مرغ شب چه می‌دانی؟ ندیده‌ای شب من تاب و تب چه می‌دانی؟ به من گذار که لب بر…

Continue Reading...

نغمهٔ حسرت

نغمهٔ حسرت یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل آشیانی داشتم گرد آن شمع طرب می‌سوختم پروانه‌وار پای آن سرو…

Continue Reading...

گوهر تابناک

گوهر تابناک زبون خلق ز خلق نکوی خویشتنم چو غنچه تنگدل از رنگ و بوی خویشتنم به عیب من چه گشاید زبان طعنه حسود که…

Continue Reading...

شراب بوسه

شراب بوسه شکسته جلوه گلبرگ از بر و دوشت دمیده پرتو مهتاب از بناگوشت مگر به دامن گل سر نهاده‌ای شب دوش؟ که آید از…

Continue Reading...