کوی می‌فروش

کوی می‌فروش ما نظر از خرقه‌پوشان بسته‌ایم دل به مهر باده‌نوشان بسته‌ایم جان به کوی میْ‌فروشان داده‌ایم در به روی خودفروشان بسته‌ایم بحر طوفان‌زا دل…

Continue Reading...

سوسن وحشی

سوسن وحشی دوش تا آتش می از دل پیمانه دمید نیم‌شب صبح جهان‌تاب ز میخانه دمید روشنی‌بخش حریق مه و خورشید نبود آتشی بود که…

Continue Reading...

دِلِ زاری که من دارم

دِلِ زاری که من دارم نداند رسم یاری بی‌وفا یاری که من دارم به آزار دلم کوشد دل‌آزاری که من دارم وگر دل را به…

Continue Reading...

جلوه نخستین

جلوه نخستین رخم چو لاله ز خوناب دیده رنگین است نشان قافله‌سالار عاشقان این است مبین به چشم حقارت به خون دیده ما که آبروی…

Continue Reading...

بار گران

بار گران زندگی بر دوش ما بار گرانی بیش نیست عمر جاویدان عذاب جاودانی بیش نیست لاله بزم‌آرای گلچین گشت و گل دمساز خار زین…

Continue Reading...

نیلوفر

نیلوفر نه به شاخ گل نه بر سرو چمن پیچیده‌ام شاخه تاکم به گرد خویشتن پیچیده‌ام گرچه خاموشم ولی آهم به گردون می‌رود دود شمع…

Continue Reading...

کوی رضا

کوی رضا تا دامن از من کشیدی ای سرو سیمین‌تن من هر شب ز خونابه دل پر گل بود دامن من جانا رخم زرد خواهی…

Continue Reading...

سوزد مرا سازد مرا

سوزد مرا سازد مرا ساقی بده پیمانه‌ای زآن می که بی‌خویشم کند بر حسن شورانگیز تو عاشق‌تر از پیشم کند زان می که در شب‌های…

Continue Reading...

رسوای دل

رسوای دل همچو نی می‌نالم از سودای دل آتشی در سینه دارم جای دل من که با هر داغ پیدا ساختم سوختم از داغ ناپیدای…

Continue Reading...

جلوهٔ ساقی

جلوهٔ ساقی در قدح عکس تو یا گل در گلاب افتاده است؟ مهر در آیینه یا آتش در آب افتاده است؟ بادهٔ روشن دمی از…

Continue Reading...