حاصل عمر

حاصل عمر بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌ام همچو نسیم از این چمن پای برون کشیده‌ام شمع طرب ز بخت ما…

Continue Reading...

برق نگاه

برق نگاه به روی سیل گشادیم راه خانهٔ خویش به دست برق سپردیم آشیانهٔ خویش مرا چه حد که زنم بوسه آستین ترا همین قدر…

Continue Reading...

ناله جویبار

ناله جویبار گرچه روزی تیره‌تر از شام غم باشد مرا در دل روشن صفای صبحدم باشد مرا زرپرستی خواب راحت را ز نرگس دور کرد…

Continue Reading...

کیان اندوه

کیان اندوه نی افسرده‌ای هنگام گل روید ز خاک من که برخیزد از آن نی ناله‌های دردناک من مزار من اگر فردوس شادی‌آفرین باشد به…

Continue Reading...

شاهد افلاکی

شاهد افلاکی چون زلف توام جانا در عین پریشانی چون باد سحرگاهم در بی‌سروسامانی من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم تو…

Continue Reading...

رشتهٔ هوس

رشتهٔ هوس سیاهکاری ما کم نشد ز موی سپید به ترک خواب نگفتیم و صبحدم خندید ز تیغ بازی گردون هواپرستان را نفس برید ولی…

Continue Reading...

چشمهٔ نور

چشمهٔ نور هرچند که در کوی تو مسکین و فقیریم رخشنده و بخشنده چو خورشید منیریم خاریم و طربناک‌تر از باد بهاریم خاکیم و دل‌آویزتر…

Continue Reading...

باران صبحگاهی

باران صبحگاهی اشک سحر زداید از لوح دل سیاهی خرم کند چمن را باران صبحگاهی عمری ز مهرت ای مه شب تا سحر نخفتم دعوی…

Continue Reading...

وفای شمع

وفای شمع مردم از درد و نمی‌آیی به بالینم هنوز مرگ خود می‌بینم و رویت نمی‌بینم هنوز بر لب آمد جان و رفتند آشنایان از…

Continue Reading...

کوی می‌فروش

کوی می‌فروش ما نظر از خرقه‌پوشان بسته‌ایم دل به مهر باده‌نوشان بسته‌ایم جان به کوی میْ‌فروشان داده‌ایم در به روی خودفروشان بسته‌ایم بحر طوفان‌زا دل…

Continue Reading...