انواع خطا گر چه خدا

انواع خطا گر چه خدا می‌بخشد هر اسم عطیه‌ای جدا می‌بخشد در هر آنی حقیقت عالم را یک اسم فنا یکی بقا می‌بخشد “ابوسعید ابوالخیر…

Continue Reading...

آن یار که عهد دوستداری

آن یار که عهد دوستداری بشکست میرفت و منش گرفته دامن در دست می‌گفت دگر باره به خواب‌م بینی پنداشت که بعد ازو مرا خوابی…

Continue Reading...

آن بخت ندارم که به کامت

آن بخت ندارم که به کامت بینم یا در گذری هم به سلامت بینم وصل تو بهیچگونه دستم ناید نامت بنویسم و به نامت بینم…

Continue Reading...

اسرار ازل را نه تو دانی

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حرف معما نه تو خوانی و نه من هست از پس پرده گفتگوی من و…

Continue Reading...

از کعبه رهیست تا به مقصد

از کعبه رهیست تا به مقصد پیوست وز جانب میخانه رهی دیگر هست اما ره میخانه ز آبادانی راهیست که کاسه می‌رود دست بدست “ابوسعید…

Continue Reading...

از بیم رقیب طوف کویت

از بیم رقیب طوف کویت نکنم وز طعنهٔ خلق گفتگویت نکنم لب بستم و از پای نشستم اما این نتوانم که آرزویت نکنم “ابوسعید ابوالخیر…

Continue Reading...

یار آمد و گفت خسته میدار

یار آمد و گفت خسته میدار دلت دایم به امید بسته می‌دار دلت ما را به شکستگان نظرها باشد ما را خواهی شکسته میدار دلت…

Continue Reading...

یا رب ز کمال لطف خاصم

یا رب ز کمال لطف خاصم گردان واقف بحقایق خواصم گردان از عقل جفا کار دل افگار شدم دیوانهٔ خود کن و خلاصم گردان “ابوسعید…

Continue Reading...

یا رب به رسالت رسول

یا رب به رسالت رسول الثقلین یا رب به غزا کنندهٔ بدر و حنین عصیان مرا دو حصه کن در عرصات نیمی به حسن ببخش…

Continue Reading...

هرگز المی چو فرقت جانان

هرگز المی چو فرقت جانان نیست دردی بتر از واقعهٔ هجران نیست گر ترک وداع کرده‌ام معذورم تو جان منی وداع جان آسان نیست “ابوسعید…

Continue Reading...