رباعیات ابوسعید ابوالخیر
در رفع حجب کوش نه در جمع
در رفع حجب کوش نه در جمع کتب کز جمع کتب نمیشود رفع حجب در طی کتب بود کجا نشهٔ حب طی کن همه را…
در حضرت پادشاه دوران
در حضرت پادشاه دوران ماییم در دایرهٔ وجود سلطان ماییم منظور خلایقست این سینهٔ ما پس جام جهان نمای خلقان ماییم “ابوسعید ابوالخیر رح”
دارم ز جفای فلک آینه گون
دارم ز جفای فلک آینه گون وز گردش این سپهر خس پرور دون از دیده رخی همچو پیاله همه اشک وز سینه دلی همچو صراحی…
حقا که اگر چو مرغ پر
حقا که اگر چو مرغ پر داشتمی روزی ز تو صد بار خبر داشتمی این واقعهام اگر نبودی در پیش کی دیده ز دیدار تو…
چشمم که سرشک لاله گون
چشمم که سرشک لاله گون آورده وز هر مژه قطرهای خون آلوده نی نی به نظارهات دل خون شدهام از روزن سینه سر برون آورده…
تحقیق معانی ز عبارات
تحقیق معانی ز عبارات مجوی بی رفع قیود و اعتبارات مجوی خواهی یابی ز علت جهل شفا قانون نجات از اشارات مجوی “ابوسعید ابوالخیر رح”
تا در نزنی به هرچه داری
تا در نزنی به هرچه داری آتش هرگز نشود حقیقت حال تو خوش اندر یک دل دو دوستی ناید خوش ما را خواهی خطی به…
پرسیدم ازو واسطهٔ هجران
پرسیدم ازو واسطهٔ هجران را گفتا سببی هست بگویم آن را من چشم توام اگر نبینی چه عجب من جان توام کسی نبیند جان را…
بر عود دلم نواخت یک
بر عود دلم نواخت یک زمزمه عشق زان زمزمهام ز پای تا سر همه عشق حقا که به عهدها نیایم بیرون از عهدهٔ حق گزاری…
با یاد تو با دیدهٔ تر
با یاد تو با دیدهٔ تر میآیم وز بادهٔ شوق بیخبر میآیم ایام فراق چون به سرآمدهاست من نیز به سوی تو به سر میآیم…





