در عالم عشق طور، طور غم تست

در عالم عشق طور، طور غم تست در دور زمانه جور، جور غم تست در ساغر دیده زان مدامست مرا خونابه ی دل که دور،…

Continue Reading...

هرگه که دل خسته در آن می کوشد

هرگه که دل خسته در آن می کوشد کز ساغر چشمم، می لعلت نوشد عناب لبت، مردمک چشم مرا گوید: مگرت هنوز خون می جوشد؟

Continue Reading...

راهی ز زبان ما بدل پیوستست

راهی ز زبان ما بدل پیوستست کاسرار جهان جان در آن ره بستست تا هست زبان بسته، گشاده است آنرا چون گشت زبان گشاده آن…

Continue Reading...

آن شب که ملازم فروغ روز است

آن شب که ملازم فروغ روز است و آنروز که شب بروز مهرافروز است عقد شکن زلف بت سیم تن است خورشید رخ خوش پسر…

Continue Reading...

تا حاصل دردم سبب درمان گشت

تا حاصل دردم سبب درمان گشت پستیم بلندی شد و کفر ایمان گشت جان و دل و تن حجاب ره بود و کنون تن دل…

Continue Reading...

بی روی تو، ای شیفته از روی تو خور

بی روی تو، ای شیفته از روی تو خور دریا گردد، کنارم از خون جگر در آرزویت، چو مویت اندر تابم تا بر دگری تافتی…

Continue Reading...

ایدل ز پی سایه خود چند روی

ایدل ز پی سایه خود چند روی با نور چرا بسایه ها در گروی تا بر سرت آتشی نباشد چون شمع چون شمع گمان مبر…

Continue Reading...