ای آفتاب از مه رویت در التهاب

ای آفتاب از مه رویت در التهاب آیینه تو ساخته، خاکستر آفتاب ما بی حجاب، روی تو دیدیم و عاشقیم اندر میان ما و تو،…

Continue Reading...

ابر نیسان به چمن بار دگر باران ریخت

ابر نیسان به چمن بار دگر باران ریخت گلبن از باد سحر، گر به سر یاران ریخت امشب ای بنده بنه خواب، که آن هندوی…

Continue Reading...

هیچ گلستان، به روی یار نماند

هیچ گلستان، به روی یار نماند صفحه مانی بدان نگار نماند بی گل روی توام بهار خزان شد جای خزان است اگر بهار نماند گر…

Continue Reading...

مرا ز دست تو دانی،‌ چها بسر گذرد

مرا ز دست تو دانی،‌ چها بسر گذرد چها به من، ز تو ای شوخ سیمبر گذرد گذشت روز وصال تو و همی شادم که…

Continue Reading...

که می‌گوید که من دلبر ندارم

که می‌گوید که من دلبر ندارم که از زلف بتان دل برندارم دل صدپاره‌ام را مرهمی کو که تاب خنجر دیگر ندارم خوشم با گلستان…

Continue Reading...

ساقی بیار باده که آمد بهار باز

ساقی بیار باده که آمد بهار باز شد صحن بوستان چو عذار نگار باز ساقی به روی گل قدحی پر کن و ببخش کو اعتبار…

Continue Reading...

دوش دیدم بر در میخانه پیر می‌فروش

دوش دیدم بر در میخانه پیر می‌فروش کرده یک یک می‌کشان آویزه حکمش به گوش از می مینای او میخوارگان مست و خراب زآتش صهبای…

Continue Reading...

خوب دیدیم و نباشد نظری بهتر از این

خوب دیدیم و نباشد نظری بهتر از این پدری نیست که آرد پسری بهتر از این گرچه من میوه فرو ریزم و او سنگ زند…

Continue Reading...

جز ماه من که هشته به تارک کلاه را

جز ماه من که هشته به تارک کلاه را باور مکن که بوده کله فرق ماه را گرد از عذار خویشتن ای ماه من بگیر…

Continue Reading...

بیا، تصرف در صنعت سکندر کن

بیا، تصرف در صنعت سکندر کن ز آفتاب رخ، آیینه اش منور کن بگو به ساقی مجلس، برغم زاهد خشک ز آب روشن ساغر دماغ…

Continue Reading...