زلفا، تو کانهمه شکن و تار داریا

زلفا، تو کانهمه شکن و تار داریا بهر شکست نافه تاتار داریا دام و کمند و رشته و چین، حلقه و رسن بر صید جان…

Continue Reading...

در بزم چمان آمده سرو چمن ما

در بزم چمان آمده سرو چمن ما امشب همه رشک چمن است انجمن ما ماه است که در بزم برافروخته طلعت، یا شمع رخ مهوش…

Continue Reading...

چو یاد خوی تو آید در آتش سخنم

چو یاد خوی تو آید در آتش سخنم گذارم آن که بسوزد ز شعله‌اش دهنم هر آن که سوز درون مرا کند انکار عجب کند…

Continue Reading...

تا گریزد طرب از کلبه ویرانه ما،

تا گریزد طرب از کلبه ویرانه ما، آسمان سنگ غم افکنده به پیمانه ما بس که از دیده و دل، گشت روان آتش و آب،…

Continue Reading...

به حریم کوی دلبر که برد پیام ما را

به حریم کوی دلبر که برد پیام ما را که به پادشه بگوید سخن من گدا را بود آرزو همینم، که نهد قدم به چشمم…

Continue Reading...

با تو صنوبر خرام، کرده قیامت قیام

با تو صنوبر خرام، کرده قیامت قیام کرده قیامت قیام، با تو صنوبر خرام گر تو بریزی به جام، باده نباشد حرام باده نباشد حرام،…

Continue Reading...

ای که چون چشم بت من، حال بیماریت هست

ای که چون چشم بت من، حال بیماریت هست می‌نماید کز طلب، اندر دل‌آزاریت هست فصل گل بی‌مِی نشاید زیستن ور نیست زر، هشت باید…

Continue Reading...

ای ذره های کوی تو خورشید منظران

ای ذره های کوی تو خورشید منظران با طرّه تو جان و دل خلق توامان صد بار بیش سوخته دلهای چون کباب تا داده آب…

Continue Reading...

امروز همه خرّمی دولت دین است

امروز همه خرّمی دولت دین است این است که این دولت دارای زمین است شاهد که دهی در عوضش سیم بناگوش ما را که دل…

Continue Reading...

یاد آن شب‌ها که در زلف تو ماهی داشتیم

یاد آن شب‌ها که در زلف تو ماهی داشتیم روز روشن از پی شام سیاهی داشتیم با خیال روی چون آینه و لعل لبت سوز…

Continue Reading...