پرورده نهان به مشک و کافور

پرورده نهان به مشک و کافور در شهپر زاغ بیضه نور دارد مه نو عیان به غبغب کافور به ساتکین بلور ماه تو که شرم…

Continue Reading...

بسکه لعل و گهر دیده به دامن دارم

بسکه لعل و گهر دیده به دامن دارم دامن از لعل و گهر، غیرت مخزن دارم کوهکن باشم و باید بکنم جان در کوه نه…

Continue Reading...

ای، دل ما غرق خون از نوک تیرت

ای، دل ما غرق خون از نوک تیرت غرق خون مپسند، صید دستگیرت ای کمان ابرو، بنازم شست و دستت صید بتوان کرد، هر جا…

Continue Reading...

ای کرده بنا چشم تو عاشق فکنی را

ای کرده بنا چشم تو عاشق فکنی را و ای بسته میان ترک تو نخجیر زنی را چشمت به صف مژگان گویی شه ترک است…

Continue Reading...

ای آفتاب از مه رویت در التهاب

ای آفتاب از مه رویت در التهاب آیینه تو ساخته، خاکستر آفتاب ما بی حجاب، روی تو دیدیم و عاشقیم اندر میان ما و تو،…

Continue Reading...

ابر نیسان به چمن بار دگر باران ریخت

ابر نیسان به چمن بار دگر باران ریخت گلبن از باد سحر، گر به سر یاران ریخت امشب ای بنده بنه خواب، که آن هندوی…

Continue Reading...

هیچ گلستان، به روی یار نماند

هیچ گلستان، به روی یار نماند صفحه مانی بدان نگار نماند بی گل روی توام بهار خزان شد جای خزان است اگر بهار نماند گر…

Continue Reading...

مرا ز دست تو دانی،‌ چها بسر گذرد

مرا ز دست تو دانی،‌ چها بسر گذرد چها به من، ز تو ای شوخ سیمبر گذرد گذشت روز وصال تو و همی شادم که…

Continue Reading...

که می‌گوید که من دلبر ندارم

که می‌گوید که من دلبر ندارم که از زلف بتان دل برندارم دل صدپاره‌ام را مرهمی کو که تاب خنجر دیگر ندارم خوشم با گلستان…

Continue Reading...

ساقی بیار باده که آمد بهار باز

ساقی بیار باده که آمد بهار باز شد صحن بوستان چو عذار نگار باز ساقی به روی گل قدحی پر کن و ببخش کو اعتبار…

Continue Reading...