ماه ما را آسمانی دیگر است،

ماه ما را آسمانی دیگر است، سرو ما را بوستانی دیگر است گو دگر کیوان مده زحمت به خویش، کاین فلک را، پاسبانی دیگر است…

Continue Reading...

غیر آن زلف پر از سلسله زنجیر ندارم

غیر آن زلف پر از سلسله زنجیر ندارم من دیوانه در آن مرحله تدبیر ندارم من که ویرانه گنج لب یاقوت تو باشم، شادمانم که…

Continue Reading...

ساقی به سر ما هوس شرب مدام است

ساقی به سر ما هوس شرب مدام است زآن لعلم اگر بوسه دهی، کار تمام است هر لحظه به کام دگری ساقی مجلس این گردش…

Continue Reading...

دلم به یک نظر آمد اسیر چشم سیاهی

دلم به یک نظر آمد اسیر چشم سیاهی شنیده ای که اسیر آورد کسی به نگاهی؟ ببین که زلف سیه پرده بسته صبح رخش را…

Continue Reading...

خلاف تلخ‌کامی‌های دیرین

خلاف تلخ‌کامی‌های دیرین بیا، بوسی بده ای جانِ شیرین کرم کن، تا بیفزاید به دولت تو شاه حسن و من درویش مسکین زنخدانی که دارد،…

Continue Reading...

تهی شد کاسه از می، کیسه از زر

تهی شد کاسه از می، کیسه از زر نه ساقی مهربان با من، نه دلبر اگر با ما خوشی این جان و این دل می…

Continue Reading...

بود بیمار چشم یار و جان من پرستارش

بود بیمار چشم یار و جان من پرستارش پرستاری که این باشد چه باشد حال بیمارش نمی آرد کس این بیمار را تاب پرستاری که…

Continue Reading...

بر فرق کوه اگر بزنم برق آه را

بر فرق کوه اگر بزنم برق آه را سوزد چنانکه آتش سوزنده کاه را بر اشک و آه من به غلط طعنه ها مزن بنگر…

Continue Reading...

ای که لبت کوثر و رویت بهشت

ای که لبت کوثر و رویت بهشت بی تو عذاب است مرا گشت کشت شور توام از سر و مهرت ز دل می نشود گر…

Continue Reading...

ای سرو چه، ای ماه که، ای شوخ کدامی؟

ای سرو چه، ای ماه که، ای شوخ کدامی؟ کاین گونه به رقص اندر و این سان بخرامی ماهت بِنَخوانم، ملکت می‌بِنَدانم حیران همه زآنم…

Continue Reading...