شمشیر تو چشمه حیات است

شمشیر تو چشمه حیات است زنجیر تو حلقه نجات است گیسوی دراز تاب دارت سر رشته عمر ممکنات است هر عقده از آن سیاه ساحر…

Continue Reading...

روز هنگامه شه ما، صف مژگان سپهش

روز هنگامه شه ما، صف مژگان سپهش وآن خم زلف پر از حلقه، کمند و زرهش ترک آن چشم سیاه مژه اش حاجت نیست کار…

Continue Reading...

خوبان که در آیینه رخ خود نگرانند

خوبان که در آیینه رخ خود نگرانند دانند که عشاق چه صاحبنظرانند در کوی محبّت چه عجب مرحله سنجند در بحر حقیقت چه گرامی گهرانند…

Continue Reading...

جز ملک محبت به جهان مملکتی نیست

جز ملک محبت به جهان مملکتی نیست جز بندگی دوست، در آن سلطنتی نیست دل می سپرم در دهن افعی زلفت، در فکرت دیوانه، مرا…

Continue Reading...

پرورده نهان به مشک و کافور

پرورده نهان به مشک و کافور در شهپر زاغ بیضه نور دارد مه نو عیان به غبغب کافور به ساتکین بلور ماه تو که شرم…

Continue Reading...

بسکه لعل و گهر دیده به دامن دارم

بسکه لعل و گهر دیده به دامن دارم دامن از لعل و گهر، غیرت مخزن دارم کوهکن باشم و باید بکنم جان در کوه نه…

Continue Reading...

ای، دل ما غرق خون از نوک تیرت

ای، دل ما غرق خون از نوک تیرت غرق خون مپسند، صید دستگیرت ای کمان ابرو، بنازم شست و دستت صید بتوان کرد، هر جا…

Continue Reading...

ای کرده بنا چشم تو عاشق فکنی را

ای کرده بنا چشم تو عاشق فکنی را و ای بسته میان ترک تو نخجیر زنی را چشمت به صف مژگان گویی شه ترک است…

Continue Reading...

ای آفتاب از مه رویت در التهاب

ای آفتاب از مه رویت در التهاب آیینه تو ساخته، خاکستر آفتاب ما بی حجاب، روی تو دیدیم و عاشقیم اندر میان ما و تو،…

Continue Reading...

ابر نیسان به چمن بار دگر باران ریخت

ابر نیسان به چمن بار دگر باران ریخت گلبن از باد سحر، گر به سر یاران ریخت امشب ای بنده بنه خواب، که آن هندوی…

Continue Reading...