تا بر گل تو جعد گره‌گیر بسته‌اند

تا بر گل تو جعد گره‌گیر بسته‌اند در گردنم ز زلف تو زنجیر بسته‌اند از تنگنای عشق تو جستن ره خلاص مشکل توان، که رخنه…

Continue Reading...

بازم خدنگ غمزه زنی بر دل آمده است

بازم خدنگ غمزه زنی بر دل آمده است بازم ز عشق واقعه ای مشکل آمده است بر دیگران کشیده خدنگ جفای خویش این نکته ام…

Continue Reading...

ای ز عشقت عالمی را روی در آوارگی

ای ز عشقت عالمی را روی در آوارگی دیدمت یکبار، از آن شد کار دل یکبارگی مونسم شب‌های تنهایی جز اندوه تو نیست وای بر…

Continue Reading...

آن یار خشم رفته که با ما بجنگ بود

آن یار خشم رفته که با ما بجنگ بود دی سنبلش ز تاب می آشفته رنگ بود ای واعظ، ار حدیث تو ننشست در ضمیر…

Continue Reading...

یار خط بر روی زیبا می‌کشد

یار خط بر روی زیبا می‌کشد سبزه بر گلبرگ رعنا می‌کشد ماه را دامی ز عنبر می‌نهد لاله را داغی ز سودا می‌کشد سنبل از…

Continue Reading...

مرا گر با تو روی همدمی نیست

مرا گر با تو روی همدمی نیست گدایان را به سلطان محرمی نیست ز عشقم درد و غم در دل بسی هست به اقبال توام…

Continue Reading...

ما برفتیم و دل آواره در کویت بماند

ما برفتیم و دل آواره در کویت بماند جان نماند از عشق و در دل حسرت رویت بماند جان در این طوفان غم بر باد…

Continue Reading...

عیسی دم است یار و دلم ناتوان از او

عیسی دم است یار و دلم ناتوان از او آن به که درد خویش ندارم نهان از او بر ره چو دید چهره زردم، بناز…

Continue Reading...

زهی عشقت آتش بجان در زده

زهی عشقت آتش بجان در زده خطت کار خلقی بهم بر زده چه ما را به سنگ جفا میزنی قدح با حریفان دیگر زده؟ رخت…

Continue Reading...

دلا تا ذوق هجران در نیابی

دلا تا ذوق هجران در نیابی ز باغ وصل جانان بر نیابی اگر در راه جانان جان ببازی تمنای دل از دلبر نیابی برغم من…

Continue Reading...