چو سرو قد تو در جویبار دیده رسد

چو سرو قد تو در جویبار دیده رسد مرا خدنگ بلا بر دل رمیده رسد ز دیدن تو بلایی که می‌کشد دل من امیدوار چنانم…

Continue Reading...

تا گشودی دو زلف عنبرسای

تا گشودی دو زلف عنبرسای باد شد عود سوز و نافه گشای جای ما کوی تست، جور مکن که بدینها نمیرویم از جای بتماشا چو…

Continue Reading...

بسوخت آتش عشق تو بی‌گناه مرا

بسوخت آتش عشق تو بی‌گناه مرا بدوخت ناوک چشمت به یک نگاه مرا به شمع نسبت بالای دلکشت کردم روا بود که بسوزی بدین گناه…

Continue Reading...

ای که در بزم طرب جام دمادم می‌زنی

ای که در بزم طرب جام دمادم می‌زنی خون دل ناخورده چند از عاشقی دم می‌زنی؟ ضایع آن نازی که با اهل تنعم می‌کنی حیف…

Continue Reading...

ای بی خبر از سوز دل و داغ نهانی

ای بی خبر از سوز دل و داغ نهانی ما قصه خود با تو بگفتیم، تو دانی دل مینگرد سوی تو، جان میرود از دست…

Continue Reading...

نصیب من ز تو گر درد و آه می‌آید

نصیب من ز تو گر درد و آه می‌آید خوشم که یاد منت گاهگاه می‌آید تو می‌روی و ز هر جانبی خلایق شهر پی نظاره…

Continue Reading...

مبارک، منزلی کان خانه را ماهی چنین باشد

مبارک، منزلی کان خانه را ماهی چنین باشد همایون، کشوری کان عرصه را شاهی چنین باشد یک امروزی عتاب آلوده دیدم روی او، مردم کسی…

Continue Reading...

کسی که عاشق روی تو شد بباغ نرفت

کسی که عاشق روی تو شد بباغ نرفت هوای کوی تواش هرگز از دماغ نرفت دلی که با تو به غوغای عاشقی خو کرد ز…

Continue Reading...

سوی باغ آن سروبالا می‌رود

سوی باغ آن سروبالا می‌رود باز کار فتنه بالا می‌رود جان من، هرگه که جایی می‌روی عاشقان را دل به صد جا می‌رود چون دلم…

Continue Reading...

دوش از رخ تو بزم گدایان چراغ داشت

دوش از رخ تو بزم گدایان چراغ داشت وز دیدن تو دیده گلستان و باغ داشت هر جلوه‌ای که شاهد مه داشت بر فلک دل…

Continue Reading...