آن ساقی گلچهره که می می‌پیمود

آن ساقی گلچهره که می می‌پیمود میر مجلس دوش هم آغوشش بود تا صبح پسین عبادتی می‌کردند آن یک به رکوع بود و آن یک…

Continue Reading...

نقشی که برین دو صفحه کردند نگار

نقشی که برین دو صفحه کردند نگار طبعم گل تشبیه بر آن کرد نثار بر خاک فتاده آن پریشان چون گل بر گل بنشسته این…

Continue Reading...

گر خار و خسی تو آتش تن می‌جوی

گر خار و خسی تو آتش تن می‌جوی لنگان لنگان به زور گلخن می‌جوی در نشئه‌ی آتش دلی موسی‌وار این تازه گل از نهال ایمن…

Continue Reading...

روزم ز فراق دود گلخن سازند

روزم ز فراق دود گلخن سازند در وصل شبم چراغ ایمن سازند شمعم که درین انجمن راز مرا هر صبح کشند و باز روشن سازند

Continue Reading...

دل راز مرا رسه شکستن تا کی

دل راز مرا رسه شکستن تا کی بر خود در هر مراد بستن تا کی بیرون جهان سراسری هم بد نیست دلگیر درین خانه نشستن…

Continue Reading...

داغ تو به آفتاب تب نفروشد

داغ تو به آفتاب تب نفروشد این شمع فروغ خود به شب نفروشد عالم عالم ناله پروده به خون دارد جگر و یکی به لب…

Continue Reading...

چندان که ز حسن خودپرستی دیدم

چندان که ز حسن خودپرستی دیدم از عشق فروتنی و پستی دیدم گویند که چشم دوست مست است ولیک من چشم ندیدم همه مستی دیدم

Continue Reading...

با دوست چه کار طالب سودا را

با دوست چه کار طالب سودا را با سرمه چه کار چشم نابینا را رنجیده دلم ز عقل بیگانه‌پرست کو می که به آشنا رساند…

Continue Reading...

ای کرده سپهر در حریم تو رکوع

ای کرده سپهر در حریم تو رکوع غم نیست اگر کوکب تو کرد رجوع خورشید سپهر دولتی و خورشید گر شام فرو رود کند صبح…

Continue Reading...

آهم چو بر آسمان شبیخون آرد

آهم چو بر آسمان شبیخون آرد بر هر مویم فغان شبیخون آرد هر ناوک ناله‌ای که لب بگشاید بر گردد و بر کمان شبیخون آرد

Continue Reading...