ماییم و دل شکسته از خود رسته

ماییم و دل شکسته از خود رسته پیمان وفا به هر دو عالم بسته در مصر وفای ما دو چیزست که نیست پیمان شکسته و…

Continue Reading...

عشقت صنما دل مشوش خواهد

عشقت صنما دل مشوش خواهد از دیده به جای آب آتش خواهد گو غم شبخون آر بر آن بوالهوسی کو روی تو بیند و دل…

Continue Reading...

دورت آورد کآفتابی می‌خواست

دورت آورد کآفتابی می‌خواست حسنت پرورد کآب و تابی می‌خواست نی‌نی غلطم غلط که معشوق ازل در خورد نقاب خود جمالی می‌خواست

Continue Reading...

در ساغر عیش باده خامان ریزند

در ساغر عیش باده خامان ریزند عشاق ز دیده خون به دامان ریزند بی‌درد کجا ذوق محبت ز کجا این شهد به کام تلخکامان ریزند

Continue Reading...

چون در جگرت ناوک غم‌بند شود

چون در جگرت ناوک غم‌بند شود مگذار که دل به ناله خرسند شود دریا دریا ز دیده آتش می‌ریز کان خشک‌نهال ازین برومند شود

Continue Reading...

بنشین و به طوف قفس از دام برو

بنشین و به طوف قفس از دام برو منزل منزل سوی دلارام برو زین عرصه که نقش قدم گمراهی‌ست یک گام فرا برو و بی‌گام…

Continue Reading...

این روح که شمع مجلس افروز منست

این روح که شمع مجلس افروز منست فرداست که نه زآن تو نه زآن منست طاسی‌ست به گرمابه عالم این عمر پر ساختنش بهر تهی…

Continue Reading...

ای شمع گرت ذوق غم آموختن است

ای شمع گرت ذوق غم آموختن است این سوختن تو عمر اندوختن است ور ز آن که برای مجلس افروختن است صد بار نسوختن به…

Continue Reading...

آن غنچه که از لباس خود بیرون شد

آن غنچه که از لباس خود بیرون شد در کسوت دیگر شد و گویم چون شد جان شیرین در تن خسرو آمد روح لیلی به…

Continue Reading...

از مرگ گل حیات بی‌رنگترست

از مرگ گل حیات بی‌رنگترست این نغمه از آن نغمه کج آهنگترست بر من که چو مردمک به هیچم خرسند از چشم جهانیان جهان تنگترست

Continue Reading...