ما و من برلب مرغان چمن بسیارست

ما و من برلب مرغان چمن بسیارست ما چنینیم که هستیم سخن بسیارست کشته بی‌تیغ شو وبی کفن آ در بر خاک منت تیغ و…

Continue Reading...

گر شاهد غم جلوه کند کام نگیرم

گر شاهد غم جلوه کند کام نگیرم ور خون جگر باده شود جام نگیرم بادم که به گل نیست مرا تاب نشستن در باغ درون…

Continue Reading...

قرعه کاری به نام سعی باطل می‌زنم

قرعه کاری به نام سعی باطل می‌زنم می‌کشم از سینه تیر آه و بر دل می‌زنم بر گلو از طوق راه تیغ روشن می‌کنم قمری…

Continue Reading...

شب همه شب با صبوری ناله‌ام در جنگ بود

شب همه شب با صبوری ناله‌ام در جنگ بود هر نگه را دامن لخت دلی در چنگ بود برگ برگ گلشنم در خون حسرت می‌طپید…

Continue Reading...

زاغ و بلبل همه دارند کهن زمزمه‌ای

زاغ و بلبل همه دارند کهن زمزمه‌ای هر کسی زمزمه‌ای دارد و من زمزمه‌ای هم نوایی چو درین باغ ندیدم بستم به فسون بر لب…

Continue Reading...

دی قاصد یار آمد و مژگان‌تری داشت

دی قاصد یار آمد و مژگان‌تری داشت از یار مگر بهر هلاکم خبری داشت عمری به ره یار دلم تخم وفا کشت پنداشت که این…

Continue Reading...

خوش آن که جوش دیده بیهوده بین نبود

خوش آن که جوش دیده بیهوده بین نبود نقش ستم در آینه‌ها خوش‌نشین نبود ایمن به باغ عصمت خود می‌چمید حسن در زیر هر مژه…

Continue Reading...

چون ابر شب ز آتش تب می‌گریستم

چون ابر شب ز آتش تب می‌گریستم از ترکتاز برق طرب می‌گریستم جان داد و بوسه بر لب تیغ غمی نزد بر تیره روزگاری لب…

Continue Reading...

جنونی کو که سرگردان کنم در دیده طوفان را

جنونی کو که سرگردان کنم در دیده طوفان را ز برق کبریای اشک سوزم طور مژگان را گرفتم سرمه از خاک ره نازی که می‌بینم…

Continue Reading...

پر تماشا مکن آیینه که حیران نشوی

پر تماشا مکن آیینه که حیران نشوی زلف بر خویش میفشان که پریشان نشوی گر نیابی مزه درد دل افسرده مشو کوش تا شیفته طره…

Continue Reading...