ز پا افکند ما را آرزوی سرو بالایش

ز پا افکند ما را آرزوی سرو بالایش اجل گر دست ما گیرد سر افشانیم در پایش مرا دوزخ سزاوارست اما دیده راحت که من…

Continue Reading...

دوش از تب پیکرم چون شعله آتش بال بود

دوش از تب پیکرم چون شعله آتش بال بود بر لب خاموشیم مهر ادب تبخال بود رنج و راحت در مزاج درد و درمان می‌گداخت…

Continue Reading...

خوش آن بهشت کش از شعله نو گلی باشد

خوش آن بهشت کش از شعله نو گلی باشد خروش نوحه در آن بانگ بلبلی باشد چو گل مباش که نی نوشد و نه نوشاند…

Continue Reading...

چه دانستم که رازم مو به مو اظهار خواهد شد

چه دانستم که رازم مو به مو اظهار خواهد شد متاع روی دست هر سر بازار خواهد شد مگر اعجاز حسن او کند بی سایه…

Continue Reading...

جان بی‌رخ تو درد دل غمزده داند

جان بی‌رخ تو درد دل غمزده داند ماتمزده حال دل ماتمزده داند پی برده‌ام از عشق به جایی که ره آنجا دیوانه پا بر سر…

Continue Reading...

بیزارم از آن سینه که از جوش نشیند

بیزارم از آن سینه که از جوش نشیند پوشد کفن شعله و خاموش نشیند بختم شب تاریست که تا صبح قیامت در ماتم خورشید سیه‌پوش…

Continue Reading...

بر خرمنم طلیعه برقی گذار کرد

بر خرمنم طلیعه برقی گذار کرد از شعله مو به موی مرا مایه‌دار کرد اقبال دیده‌بین که ز مصر وصال دوست بر هر نگاه حسرت…

Continue Reading...

امشب از دولت دیدار تو عید نظرست

امشب از دولت دیدار تو عید نظرست دیده را بر سر هر یک مژه رقص دگرست از نگه دیده سبکبال‌تر آید سویت مژه پنداری بر…

Continue Reading...

یک دو روزی شد که چون گل غوطه در خون می‌زنی

یک دو روزی شد که چون گل غوطه در خون می‌زنی قرعه نازی به نام اشک گلگون می‌زنی آشناتر می‌نشیند در دل اهل نیاز هر…

Continue Reading...

نخل طلبم هیچ مرا برگ و بری نیست

نخل طلبم هیچ مرا برگ و بری نیست فرزند خزانم ز بهارم خبری نیست از باغ وفا مگذر اگر تشنه کامی کآنجا همه گر بید…

Continue Reading...