خاکستر این سوخته را باز توان سوخت

خاکستر این سوخته را باز توان سوخت صد مرتبه زیباتر از آغاز توان سوخت نامرد حریفی‌ست شکیب ارنه درین بزم از شوق نیازی جگر ناز…

Continue Reading...

چند در دل شکنم ناله و خاموش کنم

چند در دل شکنم ناله و خاموش کنم ناله‌ای کو که بدان تهنیت گوش کنم سفری کرده‌ام آغاز که تا شهر عدم هر قدم نقش…

Continue Reading...

تا نفس داری سراغ کوی آن مه‌پاره گیر

تا نفس داری سراغ کوی آن مه‌پاره گیر و آن در و دیوار را چون دیده در نظاره‌گیر رنگ عصمت مشکن و با خویش هم‌زانو…

Continue Reading...

بهشتی روی من چون پرده از رخسار بگشاید

بهشتی روی من چون پرده از رخسار بگشاید مرا بر هر سر مژگان بهشتی بار بگشاید نسیم آشنا روی بهشتم می‌فریبد دل مبادا غنچه چشمم…

Continue Reading...

باز دل آوازه زلف پریشانی شنید

باز دل آوازه زلف پریشانی شنید قالب فرسوده غم مژده جانی شنید زورق چشمم به خون غرق‌ست و می‌رقصد ز ذوق باز گویی مژده آشوب…

Continue Reading...

از عافیت طراوات گلزار کس مباد

از عافیت طراوات گلزار کس مباد این شعله مهربان خس و خار کس مباد از وصل جوش داغ نیازم فرو نشست مرهم طبیب سینه افگار…

Continue Reading...

هزار گل ز جگر در کنار خنده ماست

هزار گل ز جگر در کنار خنده ماست خزان عافیت ما بهار خنده ماست برون بهشت و درون دوزخست پرهیزید از آن گیاه که در…

Continue Reading...

ناله دردم و خوش بر سر کار آمده‌ام

ناله دردم و خوش بر سر کار آمده‌ام از دل چنگ کنون بر لب تار آمده‌ام آهم از شعله من باغ دلی آب دهید که…

Continue Reading...

ما بت نه زاندیشه معبود شکستیم

ما بت نه زاندیشه معبود شکستیم آرایش بتخانه ما بود شکستیم در ماتم گوش شنوا تار بریدیم صد زمزمه در زیر لب عود شکستیم خاکستر…

Continue Reading...

کو دل که رو به میکده مشرب آوریم

کو دل که رو به میکده مشرب آوریم شبخون کفر بر سپه مذهب آوریم زلفت اگر مدد کند از دست آفتاب گیریم جیب صبح و…

Continue Reading...