برخیز تا زیارت ماتم‌سرا کنیم

برخیز تا زیارت ماتم‌سرا کنیم جان را برای قطره اشکی فدا کنیم بر مرهم مسیح بخندیم و بگذریم هر درد را به حسرت دردی دوا…

Continue Reading...

اگر ز حسن تو یک ذره آشکاره کنند

اگر ز حسن تو یک ذره آشکاره کنند کفن ز شوق شهیدان عشق پاره کنند به آن رسید که از قدسیان چو دین طلبند به…

Continue Reading...

یاد آن شبها که بزم عیش ما آباد بود

یاد آن شبها که بزم عیش ما آباد بود شمع ما از بینوایی شرمسار باد بود از لب زخم شهیدان جوش می‌زد شکر دوست لیک…

Continue Reading...

نهفته در دم شمشیر نوبهاری هست

نهفته در دم شمشیر نوبهاری هست شهید شو اگرت با طرب شماری هست به ذوق حلقه ماتم ندیدم انجمنی به هر طرف نگرم چشم اشکباری…

Continue Reading...

ما غریبان را ز ناکامی کنار جان پرست

ما غریبان را ز ناکامی کنار جان پرست دیده از خون جگر لبریز و دل ز افغان پرست ره نمی یابد اجل هم بر سر…

Continue Reading...

کی مسیحا داشت در بار آنچه ما می‌خواستیم

کی مسیحا داشت در بار آنچه ما می‌خواستیم عافیت بودش متاع و ما بلا می‌خواستیم اشک ریزان تا در دارالشفا رفتیم دوش نی دوای درد…

Continue Reading...

فردوس ساز کلبه پردود آتشم

فردوس ساز کلبه پردود آتشم باری اگر زیان خودم سود آتشم سوزم مدام و شعله دودم پدید نیست الماس ریشهای نمک‌سود آتشم از بس که…

Continue Reading...

شب نخل تجلی به گلستان تو بر داد

شب نخل تجلی به گلستان تو بر داد هر موی مرا ذوق تماشای دگر داد می‌خواست حیا بند نهد بر نگهم لیک شوق آمد و…

Continue Reading...

ز پا افکند ما را آرزوی سرو بالایش

ز پا افکند ما را آرزوی سرو بالایش اجل گر دست ما گیرد سر افشانیم در پایش مرا دوزخ سزاوارست اما دیده راحت که من…

Continue Reading...

دوش از تب پیکرم چون شعله آتش بال بود

دوش از تب پیکرم چون شعله آتش بال بود بر لب خاموشیم مهر ادب تبخال بود رنج و راحت در مزاج درد و درمان می‌گداخت…

Continue Reading...