خدایا روزی این خود‌پرستان ساز جنت را

خدایا روزی این خود‌پرستان ساز جنت را که دوزخ جنت است آتش‌پرستان محبت را ز هر کنج دل ما صد مراد مرده برخیزد به محشر…

Continue Reading...

چو شبها بستر و بالین دل از ریش می‌کردم

چو شبها بستر و بالین دل از ریش می‌کردم سراغ خواب آسایش ز مرگ خویش می‌کردم چو غم بر دل زدی نیشی ز شوق از…

Continue Reading...

تب دوش از ملال تو از خود خبر نداشت

تب دوش از ملال تو از خود خبر نداشت ظالم به خود گمان ستم این قدر نداشت گفتم به دل بگیردت اندر بدن گرفت آه…

Continue Reading...

بی بصر دیده ارباب هوس حیرانست

بی بصر دیده ارباب هوس حیرانست ز آنکه بر دیده تصویر نظر پنهانست در گریبان دری دیده ما روز نخست پنجه غم شده فرموش و…

Continue Reading...

بترس از آن که دمی دامن سحر گیرم

بترس از آن که دمی دامن سحر گیرم چو شعله دم به دم از سوز سینه درگیرم به کوی زخم فروشان روم به سنه چاک…

Continue Reading...

از عمر دمی را به غمی باز نبستیم

از عمر دمی را به غمی باز نبستیم یک پرده آهنگ برین ساز نبستیم ما ساده‌نوایان بهشتیم چو بلبل مرغوله بیهوده بر آواز نبستیم در…

Continue Reading...

یک ناوک ارنه در دل صد پاره بشکند

یک ناوک ارنه در دل صد پاره بشکند رنگ نفاق بر رخ سیاره بشکند هر لحظه بشکند نفس از بار بی‌بری کاش این نهال بیهده…

Continue Reading...

نسیم نوبهاران نیستم کاندر چمن رقصم

نسیم نوبهاران نیستم کاندر چمن رقصم به دوزخ افکنیدم تا به ذوق سوختن رقصم نخستم بند بردارید از پا چون بسوزیدم که تا چون شعله…

Continue Reading...

لب زخمیم و افغان را پرستیم

لب زخمیم و افغان را پرستیم دم شمشیر عریان را پرستیم گل از بلبل همین بس دولت ما که دیوار گلستان را پرستیم ز ما…

Continue Reading...

کو هجوم گریه کز یک قطره صد جیحون کنم

کو هجوم گریه کز یک قطره صد جیحون کنم چشم مفلس را ز فیض رشحه‌ای قارون کنم در دل از جوش ملالم جای داغی هم…

Continue Reading...