گر جز بخدای حاجت خویش بری

گر جز بخدای حاجت خویش بری میدار یقین که پرده خویش دری داری چه طمع ز طمع زنبور کز او یک نوش طلب نکرده صد…

Continue Reading...

رفتن بخرابات حسابی دارد

رفتن بخرابات حسابی دارد رو همره آنکه فتح بابی دارد این درس بمستی و خرابی خوانند نه مدرسه‌ای و نه کتابی دارد

Continue Reading...

بی‌مهر علی که هست میزان فلاح

بی‌مهر علی که هست میزان فلاح سودی ندهد به هیچکس علم و صلاح تا باب نجات بر تو گردد مفتوح از نام علی بدست آور…

Continue Reading...

ای جود تو بر وجود اشیاء باعث

ای جود تو بر وجود اشیاء باعث ملک و ملک از لطف قدیمت حادث حادث نبود ز خویش دارای وجود می‌رد همه زنده و حقش…

Continue Reading...

ای آنکه توئی بهستی خود واجب

ای آنکه توئی بهستی خود واجب بر جمله ماسوا بهستی خود واهب علم تو بغیر هستیت نیست که نیست از محضر هستی تو چیزی غائب

Continue Reading...

الله که کافی المهمات توئی

الله که کافی المهمات توئی الله که سامع المناجات توئی حاجات مرا بر آر کاندر همه حال ذوالعفو و بر آرنده حاجات توئی

Continue Reading...

یارب بتو عرض ناتوانی چکنم

یارب بتو عرض ناتوانی چکنم اظهار حوائج نهانی چکنم از حاجت مور و مار آگاه توئی من عرض حوائج نهانی چکنم

Continue Reading...

گویند گناه چونکه پیوسته شود

گویند گناه چونکه پیوسته شود بر حق در بازگشت ما بسته شود روزی صد اگر توبه بشکسته شود حق این نشود که از عطا خسته…

Continue Reading...

عالم چو حباب و هستی حق چو یم است

عالم چو حباب و هستی حق چو یم است زین بحر نمایش حبابی کرم است جز هستی بحر هر نمودی است دمی است بودی که…

Continue Reading...

درویش اگر فنای فی‌ الله شود

درویش اگر فنای فی‌ الله شود ز اسرار وجود جمله آگاه شود اما نرسد کسی باین رتبه مگر بر وی نظری ز مرشد راه شود

Continue Reading...