ای آنکه توئی بهستی خود واجب

ای آنکه توئی بهستی خود واجب بر جمله ماسوا بهستی خود واهب علم تو بغیر هستیت نیست که نیست از محضر هستی تو چیزی غائب

Continue Reading...

الله که کافی المهمات توئی

الله که کافی المهمات توئی الله که سامع المناجات توئی حاجات مرا بر آر کاندر همه حال ذوالعفو و بر آرنده حاجات توئی

Continue Reading...

یارب بتو عرض ناتوانی چکنم

یارب بتو عرض ناتوانی چکنم اظهار حوائج نهانی چکنم از حاجت مور و مار آگاه توئی من عرض حوائج نهانی چکنم

Continue Reading...

گویند گناه چونکه پیوسته شود

گویند گناه چونکه پیوسته شود بر حق در بازگشت ما بسته شود روزی صد اگر توبه بشکسته شود حق این نشود که از عطا خسته…

Continue Reading...

عالم چو حباب و هستی حق چو یم است

عالم چو حباب و هستی حق چو یم است زین بحر نمایش حبابی کرم است جز هستی بحر هر نمودی است دمی است بودی که…

Continue Reading...

درویش اگر فنای فی‌ الله شود

درویش اگر فنای فی‌ الله شود ز اسرار وجود جمله آگاه شود اما نرسد کسی باین رتبه مگر بر وی نظری ز مرشد راه شود

Continue Reading...

بر ما اگر ابلهی بناگاه زند

بر ما اگر ابلهی بناگاه زند خود را بغلط به تیر الله زند ما بد نکنیم و بد نخواهیم بکس هشدار که بد بجان بدخواه…

Continue Reading...

ای برتر از آنکه برتو ادراک رسد

ای برتر از آنکه برتو ادراک رسد یا وهم بلند و عقل چالاک رسد ره در تو بغیر ما عرفناک نبود عقلی که رسد به…

Continue Reading...

ای آنکه توئی بذات خود عین کمال

ای آنکه توئی بذات خود عین کمال بر خلق رسد زخوان جود تو نوال پوشی‌ تو معایبم چه حاجت یکسان دانی تو حوائجم چه حاجت…

Continue Reading...

افسوس ز گام بر غلط هشته ما

افسوس ز گام بر غلط هشته ما وین رفته ز دست سود و سر رشته ما در مزرع دل فشانده‌ام تخم امید ای ابر کرم…

Continue Reading...