رباعیات صفی علیشاه
می را بیقین بدست انجام مخور
می را بیقین بدست انجام مخور ور زانکه خوری بجهد و ابرام مخور با مردم رذل و بله و بد نام مخور پیوسته مخور عیان…
گر راه روی تجاوز از خط صراط
گر راه روی تجاوز از خط صراط حاشا که بتفریط کنی یا افراط توحید ره است و شرک اضافات طریق ره صاف شد ار اضافهات…
زنها صفی هزار زنهار صفی
زنها صفی هزار زنهار صفی هرگز دل هیچکس میازار صفی تا بتوانی دلی به دست آر صفی سررشته همین است نگه دار صفی
چون بود ظهور لازم ذات وجود
چون بود ظهور لازم ذات وجود ظاهر شدنش هم از ره رحمت بود امروز که شد بوصف رحمت ظاهر نامی ز گنه نماند وین شد…
ای شیر خدا ولی حق مالک دین
ای شیر خدا ولی حق مالک دین ای لنگر آسمان و مسمار زمین دست من مبتلای درمانده بگیر حال من بینوای بیچاره ببین
ای آنکه ز حقی به رسالت مبعوث
ای آنکه ز حقی به رسالت مبعوث شد ذات قدیم از تو پیدا به حدوث تو شافع جرم بوالبشر باش که هست بر ما ز…
آنانکه براه عقل و برهان رفتند
آنانکه براه عقل و برهان رفتند و آنان که برسم علم و ایمان رفتند آگاه نگشتند ز اسرار وجود حیران بجهان شدند و حیران رفتند





