مهر چون سایه ره نشین شماست

مهر چون سایه ره نشین شماست مهر اقبال در نگین شماست قاب قوسین شکل آبروی توست ساق عرش اندر آستین شماست هر چه درد است،‌…

Continue Reading...

من غیر سر راه تو راهی نگرفتم

من غیر سر راه تو راهی نگرفتم جز خاک درت هیچ پناهی نگرفتم دیروز مرا چشم تو خنجر زد و خون ریخت دردا که بدین…

Continue Reading...

مسجد و میکده در ملک خدا این همه هست

مسجد و میکده در ملک خدا این همه هست فسق پنهانی و زهد به ریا این همه هست از پی شاهد و می سرزنشم چند…

Continue Reading...

مرا تا آتش هجران آن شیرین لقا سوزد

مرا تا آتش هجران آن شیرین لقا سوزد وجودم هر شبی چون شمع از سر تا به پا سوزد مرا دل در بلا افکند و…

Continue Reading...

ما را دلیست چو ساغر گرفته خون

ما را دلیست چو ساغر گرفته خون چشمی چنان که شیشهٔ می گشته سرنگون بنشسته است نقش تو چون در خیال من از زلف همچو…

Continue Reading...

گر شود با من ز لطف آن مه‌رخ عیّار یار

گر شود با من ز لطف آن مه‌رخ عیّار یار نخل امید من آرد در جهان این بار بار مرد عشقش تا نهاده پای در…

Continue Reading...

گر پادشه به کوی تو آید گدا شود

گر پادشه به کوی تو آید گدا شود در کوی تو گدا برود پادشه شود مخرام هر طرف که ز قد تو کار حُسن بالا…

Continue Reading...

کافِر چه گنه کرد و مسلمان چه عبادت

کافِر چه گنه کرد و مسلمان چه عبادت دیباچهٔ عشق است کسی را چه ارادت چه صومعه،‌ چه میکده، چه دیر، چه کُهسار چه کفر،‌…

Continue Reading...

عشق تو دُرٌی ست کان را جان عاشق قیمت است

عشق تو دُرٌی ست کان را جان عاشق قیمت است هر که نتوانست دادن قیمتش بی همت است می‌کنم بی منتی جان را نثار روی…

Continue Reading...

عاشق به کوی عشق ندانم که چند خاست

عاشق به کوی عشق ندانم که چند خاست دانم که هیچ‌کس نه چو من مستمند خاست بر چرخ حسن روی تو ماه تمام شد در…

Continue Reading...