به پرسشی دل من شاد کن که غمگینم

به پرسشی دل من شاد کن که غمگینم ببخشم از لب خود بوسه‌ای که مسکینم هلاک گشتهٔ آن غمزه‌های خونریزم به باد رفتهٔ آن طره‌های…

Continue Reading...

بر خوان حسن تو نمی از ملاحت است

بر خوان حسن تو نمی از ملاحت است ما را از او نصیب نمک بر جراحت است ساقی بیار راح که راحت دهد به روح…

Continue Reading...

آیینهٔ‌ خدائی رخسار توست یارا

آیینهٔ‌ خدائی رخسار توست یارا بگذار تا ببینم در آینه خدا را در کعبهٔ وصالت گر باشدم مقامی از زمزم دو دیده آبی زنم صفا…

Continue Reading...

ای ز ما وصف تو در مستی خیال انگیختن

ای ز ما وصف تو در مستی خیال انگیختن وز سر دیوانگی فکر محال انگیختن بی نهایت را به عقل منتها نتوان شناخت نفس ناقص…

Continue Reading...

اهل نظر که سوختگان بلا کشند

اهل نظر که سوختگان بلا کشند رسم وفا رها نکنند ار جفا کشند آنان که رهروان وفایند، از مژه سوزن کنند و خار جفا را…

Continue Reading...

اگر دلبر ز ما دل برنگیرد

اگر دلبر ز ما دل برنگیرد دل من غیر او دلبر نگیرد اگر زر در میان نبود کمر را میان دوست را دربر نگیرد صبا…

Continue Reading...

از عشق همچو آتشم و ناله دود من

از عشق همچو آتشم و ناله دود من باشد کزین میانه بسوزد حسود من دشمن کجاست، قوت بازوی من کراست کس را نماند طاقت امساک…

Continue Reading...

اثری در قدح باده ز لعل یار است

اثری در قدح باده ز لعل یار است قبلهٔ خسته دلان خاک درِ‌ خمّار است سخن عقل در این کوی ندارد وزنی عشق از آن…

Continue Reading...

یار اگر در دیده پنهان است پیدا در دل است

یار اگر در دیده پنهان است پیدا در دل است گر به صورت می‌کند دوری به معنی واصل است من به سر آیم به سوی…

Continue Reading...

همی‌دارم از لطف تو مُلتمس

همی‌دارم از لطف تو مُلتمس که بر ما به ترکی نتازی فَرس به آزار کس ملک دنیا مگیر که دنیا نیرزد به آزار کس صبا،…

Continue Reading...