چه عجب لطف مزاجست در آب و خاکت

چه عجب لطف مزاجست در آب و خاکت که خرد می‌نتواند که کند ادراکت ورق لاله بر اندام گل و شمشاد است یا قبا بر…

Continue Reading...

جز دهانش نیست در هر دو جهان مقصود من

جز دهانش نیست در هر دو جهان مقصود من کی به کام من شود مقصود ناموجود من چون شدی دامن کشان، باری زمینش گشتمی تا…

Continue Reading...

تن مانده از جانان جدا، با درد و غم یارش کنم

تن مانده از جانان جدا، با درد و غم یارش کنم گر جان گرانباری کند، در دم سبکبارش کنم مرغ دلم کز من رمید، اندازمش…

Continue Reading...

تا خط بر آن عقیق درخشان نوشته‌اند

تا خط بر آن عقیق درخشان نوشته‌اند دل را ز درد آیت درمان نوشته‌اند بر لعل نقش بین که ز فیروزه بسته‌اند بر لاله خط…

Continue Reading...

پای از خانه برون نه که بروید گل و نسرین

پای از خانه برون نه که بروید گل و نسرین به صبا گوی حکایت ز لب شکر شیرین خود یکی بوسه بده بر دهن تنگ…

Continue Reading...

به دستم گر چو تو گلدسته باشد

به دستم گر چو تو گلدسته باشد دلم از خار غم کی خسته باشد ز مستی دسته شد در باغ نرگس چنان مستی به هر…

Continue Reading...

بکاهد صبرم و عشقت فزاید

بکاهد صبرم و عشقت فزاید رود ماهی و خورشیدی برآید کجا بر جای ماند دل که چشمش کرشمه می‌کند، دل می‌رباید دو عالم را چه…

Continue Reading...

باده در عشق بار غمخواریست

باده در عشق بار غمخواریست با صبا باد هر کجا یاریست زاهد و زهد و ما و قلاشی میل هر کس به جانب کاریست فارغ…

Continue Reading...

ای یار ز یاران خبر یار نپرسی

ای یار ز یاران خبر یار نپرسی یاری نبود آنکه ز اغیار نپرسی ای سوسن آزاده شنو حال دل گل شرط ادب آن نیست که…

Continue Reading...

ای چشم تو کشیده، ابروی چون کمان را

ای چشم تو کشیده، ابروی چون کمان را تیری که می‌گشایی، از ما طلب نشان را آن دم که تیر غمزه،‌ بر بی‌دلان گشایی مرغ…

Continue Reading...