مایل عشق خرابات است عقل پیر ما

مایل عشق خرابات است عقل پیر ما تا چه آرد بر سر ما پیر بی‌تدبیر ما من به جز تقدیر تدبیری ندارم عشق را این…

Continue Reading...

لاله از آتش سودای تو داغی دارد

لاله از آتش سودای تو داغی دارد غنچه از بوی خوشت تازه دماغی دارد گلشن چشم من از خون جگر گلزارست قامت سرو تو گر…

Continue Reading...

گر چشم من پای تو را ناگاه تقبیلی کند

گر چشم من پای تو را ناگاه تقبیلی کند شاید که خاک پای من بر چرخ تفضیلی کند تا گفته‌ای جان پیش من بفرست بر…

Continue Reading...

کمال معنی انسان و صورت جانی

کمال معنی انسان و صورت جانی جهانیان به حقیقت تنند و تو جانی در آن زمان که غبار تنم حجاب نبود میان ما و شما…

Continue Reading...

عنان عزم سبک سوی یار خویش کنم

عنان عزم سبک سوی یار خویش کنم رکاب حزم گران در دیار خویش کنم چو گوهر آورم آن رشتهٔ میان به کنار ز گریه چند…

Continue Reading...

عذر روشن عشق را رویت بس است

عذر روشن عشق را رویت بس است بند راه عاشقان مویت بس است تهمت تیر و کمان بر خود مبند عالمی را چشم و ابرویت…

Continue Reading...

صبحدم بر آستانش بیدلی خوش می‌گریست

صبحدم بر آستانش بیدلی خوش می‌گریست کس نگفتش کز کجائی، خون دل از بهر چیست دهر چون گل می‌نشاند هر دمم در خاک و خون…

Continue Reading...

سنگ طعنه به سبویم زده‌اند

سنگ طعنه به سبویم زده‌اند طبل بدنامی به کویم زده‌اند کی فتد در کف من دامن وصل سیلی هجر به رویم زده‌اند تیغ خوبان به…

Continue Reading...

سخن زلف تو گفتم نفسم مشکین شد

سخن زلف تو گفتم نفسم مشکین شد صفت لعل تو کردم دهنم شیرین شد ذوق فرهاد کم از لذت پرویز نبود که همه تلخی کامش…

Continue Reading...

زلف سیاهت پیش رخ، هندو به مهتاب اندرست

زلف سیاهت پیش رخ، هندو به مهتاب اندرست در آب دیده روی من، چون زر به سیماب اندرست در دور چشم کافرت، گویا مسلمانی نماند…

Continue Reading...