چهره بر خاک درت شب همه شب می‌مالم

چهره بر خاک درت شب همه شب می‌مالم چه کنم نیست جز این زر که شنیدی مالم سال‌ها شد که در این دیر مغان می‌گردم…

Continue Reading...

جمله وجود من توئی، من ز جهان برون شدم

جمله وجود من توئی، من ز جهان برون شدم درّگران بها بُُدم، غرقهٔ موج خون شدم من ز نخست در جهان، فاش بُدم به عقل…

Continue Reading...

تو آفتابی و من ذرهٔ هوا دارم

تو آفتابی و من ذرهٔ هوا دارم که از هوای تو حاصل همین هوا دارم میان چشم و دل از آب دیده خون افتاد کجا…

Continue Reading...

تا دلم دلبر گرفت، از جان و دل دل برگرفت

تا دلم دلبر گرفت، از جان و دل دل برگرفت آستین از جان فشاند و دامن دلبر گرفت دید چشمت را که دارد از مژه…

Continue Reading...

پسته را لب شکند آن دهن خندانت

پسته را لب شکند آن دهن خندانت مغز بادام کشد چشم خوش فتانت گر چه شد روشنی خوان فلک از خورشید قرص خورشید ندارد نمکی…

Continue Reading...

به دنیا گر شوی دشمن، تو را حق یار خواهد بود

به دنیا گر شوی دشمن، تو را حق یار خواهد بود بدو یاری مکن، کز تو خدا بیزار خواهد بود چو گُل اندر هوای نفس…

Continue Reading...

بگذر ای عاقل و بگذار مرا لایعقل

بگذر ای عاقل و بگذار مرا لایعقل بر سر کوی بتان پای به گل دست به دل دیده را دولت بیدار اگر بود، نبود پردهٔ…

Continue Reading...

بارها فکر کرده‌ایم بسی

بارها فکر کرده‌ایم بسی بی کسان را به جز تو نیست کسی چون غرض یاد توست از نفسم جز به یادت نمی‌زنم نفسی سر فرو…

Continue Reading...

ای یافته نبوت از ذات تو کمالی

ای یافته نبوت از ذات تو کمالی رفته به عرش و کرده با دوست اتصالی بگرفته ملک و ملت در فقر فخر کرده چون دیگران…

Continue Reading...

ای حسن تو آئینهٔ انوار الهی

ای حسن تو آئینهٔ انوار الهی اوصاف جمال تو ندانند کماهی خوبان جهان جمله چراغند و تو نوری غلمان جنان جمله غلامند و تو شاهی…

Continue Reading...