عشق پیدا شد و این راز نهان نتوان کرد

عشق پیدا شد و این راز نهان نتوان کرد چون عیان است دگر هیچ بیان نتوان کرد می‌رود دلبرم از پیش و روان در پی…

Continue Reading...

صراط ما ره میخانه باشد

صراط ما ره میخانه باشد بهشت ما رخ جانانه باشد نه طوبی خوشتر از بالای دلبر نه کوثر بهتر از پیمانه باشد مرا ای زاهد…

Continue Reading...

شبی خیال تو در خون چشم ما آمد

شبی خیال تو در خون چشم ما آمد چه آشناست که در خون آشنا آمد خیال روی تو نقشی بر آب زد، پُر آب ز…

Continue Reading...

سرو از پای در آید چو به بستان آئی

سرو از پای در آید چو به بستان آئی گل شود پرده نشین چون به گلستان آئی سود و سرمایهٔ مردم همه بر باد کنی…

Continue Reading...

زنخدان تو گر این است، صد یوسف به چاه افتد

زنخدان تو گر این است، صد یوسف به چاه افتد نظر بر قدت اندازند خوبان را کلاه افتد چو زلف توست بخت من، از آن…

Continue Reading...

ز گریه دوش خود را غرقه در سیلاب می‌کردم

ز گریه دوش خود را غرقه در سیلاب می‌کردم نمی‌شد آب دیده کم،‌ که خود را آب می‌کردم ز صبرم هر چه کم گردد، در…

Continue Reading...

رندم و عاشق و دیوانه به آواز بلند

رندم و عاشق و دیوانه به آواز بلند عیب معبود مکن زاهد و بر ریش مخند ذوق دیرم نه چنان سلسله می‌جنباند که توان داشتنم…

Continue Reading...

دوش می‌دیدم دل گم گشتهٔ خود را به خواب

دوش می‌دیدم دل گم گشتهٔ خود را به خواب اکثرش خون بود جائی،‌ آتش و جائی کباب من به خود می‌گفتم این شکل دل ریش…

Continue Reading...

دلم که چون سر زلف تو می‌رود بر باد

دلم که چون سر زلف تو می‌رود بر باد به دام عشق درافتاد، هر چه بادا باد مرا که سایهٔ خود محرم است و آن…

Continue Reading...

درمان درد عاشقی پرسیدم از صاحبدلی

درمان درد عاشقی پرسیدم از صاحبدلی گفتا که چاره عشق را، صبر است یا آوارگی چون خاک بودم بر درت، عمری ملازم آن زمان منزل…

Continue Reading...