سرو را دیدم و بالای تو آمد یادم

سرو را دیدم و بالای تو آمد یادم ذکر گل کردم و در فکر رُخت افتادم در چمن رفتم و با لاله ز گلزار رُخت…

Continue Reading...

سالی گذشت و نامد زان ماهرو سلامی

سالی گذشت و نامد زان ماهرو سلامی جان کرد عزم رفتن کانجا برد پیامی دل رفت چون کبوتر کارد ز دوست نامه در حلقه‌های زلفش…

Continue Reading...

ز ما هر لحظه رنجیدن چه تعریب

ز ما هر لحظه رنجیدن چه تعریب لباس کهنه پوشیدن چه تعریب تو می‌دانی که شور و فتنه در شهر ز دست کیست پرسیدن چه…

Continue Reading...

روزگاریست که من شیفتهٔ روی فلانم

روزگاریست که من شیفتهٔ روی فلانم روز و شب همچو سر زلف پریشانش از آنم خرم آن مردن فرخنده که پیشم به عیادت دوست بنشیند…

Continue Reading...

دیده باغ است و لاله صورت یار

دیده باغ است و لاله صورت یار دل خراب است و گنج حضرت یار طلبی می‌کنم به یاری دوست قدمی می‌زنم به قوّت یار لافِ…

Continue Reading...

دود دل آتش پنهان مرا پیدا کرد

دود دل آتش پنهان مرا پیدا کرد راز سر بستهٔ گل باد صبا رسوا کرد سبزهٔ خط تو تا بر لب شیرین بدمید همچو فرهاد…

Continue Reading...

دل پر از درد و دیده پر خون است

دل پر از درد و دیده پر خون است حالم این است،‌ حال تو چون است عمر مجنون اگر رود گو باش جان لیلی که…

Continue Reading...

در پایش افکنم سر، تا دردسر نباشد

در پایش افکنم سر، تا دردسر نباشد با زلف او دهم دل، تا دل دگر نباشد روزی به یاد زلفش، گر شب به روز آرم…

Continue Reading...

خراب کردهٔ چشمان پرخمار توام

خراب کردهٔ چشمان پرخمار توام به هم آمده زلف تابدار توام مرا مران تو به خواری که زار می‌مانم اگر چه خوارم و زارم، نه…

Continue Reading...

چون سر زلف سیه پوشت سراندازی کند

چون سر زلف سیه پوشت سراندازی کند جانم اندر خلوت دل خرقه پردازی کند شمع داند حال سرمستان بزم خاص را کو هم اندر آتش…

Continue Reading...