این مرا بس که تمنای تو می‌ورزم و بس

این مرا بس که تمنای تو می‌ورزم و بس همه دارم به وصال تو نمی‌ارزم و بس چون سپیدار اگر میوه ندارم ای گل بر…

Continue Reading...

ای خطِ شب مثالت از آفتاب زنده

ای خطِ شب مثالت از آفتاب زنده بر گرد بالش مه از ناز سر نهاده از ابرویِ تو جوزا بر مه کمان کشیده از طرهٔ…

Continue Reading...

انوار وجه توست که ارض و سما گرفت

انوار وجه توست که ارض و سما گرفت کلِ وجودْ جودِ وجودِ شما گرفت در نور مهر ذرهٔ‌ سرگشته محو شد لاهوتی‌ئی ز های و…

Continue Reading...

اگر به رنگ و بوی تو گل به گلستان آید

اگر به رنگ و بوی تو گل به گلستان آید هزار بلبل سرمست در فغان آید وگر ز بوی تو یابد شمال یک شمه چو…

Continue Reading...

از رشکِ خندهٔ تو دل غنچه پاره شد

از رشکِ خندهٔ تو دل غنچه پاره شد این رازِ سرنهفتهٔ او آشکاره شد در باغ دید شکل خرامیدن تو کبک یک نک زد از…

Continue Reading...

یا شفائی و یا دواء دائی

یا شفائی و یا دواء دائی انت فی مهجتی سویدائی دل به سودای حلقهٔ زلفت کرد سودا و گشت سودائی لیس یکفی شماتة الاعداء لامتی…

Continue Reading...

همچو زلفت کار من با تو دراز افتاده است

همچو زلفت کار من با تو دراز افتاده است صد رهم افتاده بود، این کار باز افتاده است بندهٔ‌ شوریده‌ای در بند شاهی مانده است…

Continue Reading...

هر دیده رخ خوب تو دیدن نتواند

هر دیده رخ خوب تو دیدن نتواند هرکس سر زلف تو کشیدن نتواند خسرو لب شیرین بگزد همچو شکر،‌ لیک فرهاد جز از انگشت گزیدن…

Continue Reading...

نسیم صبحدم از مرغزار برخیزد

نسیم صبحدم از مرغزار برخیزد هزار زاری از مرغِ زار برخیزد به رنگ و بوی تو گر بشکفد گل صدبرگ هزار ناله ز جان هزار…

Continue Reading...

مهر تو تا قیامت، چون بی زوال باشد

مهر تو تا قیامت، چون بی زوال باشد من ترک شاهد و می، گویم محال باشد از روی کار مطرب، خوش پرده برگرفته تو مست…

Continue Reading...