حال من خاکسار می‌بین و مپرس

حال من خاکسار می‌بین و مپرس می‌سوز از انتظار و می‌بین و مپرس سودا زده‌ای چو من نیامد به جهان اینک من و روزگار می‌بین…

Continue Reading...

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حرف معما نه تو خوانی و نه من هست از پس پرده گفتگوی من و…

Continue Reading...

درد دلم از شمار دفتر بگذشت

درد دلم از شمار دفتر بگذشت این قصه به هر محفل و محضر بگذشت این واقعه در جهان شنیده است کسی من تشنهٔ آب و…

Continue Reading...

دیدم گل سرخ سخت پیراسته بود

دیدم گل سرخ سخت پیراسته بود بلبل به دعای سحرش خواسته بود بس تازه و دلگشا و آراسته بود گویی که به روی صبح بر…

Continue Reading...